۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

حقوق بشر در اسلام



 ماده 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر

 تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند . همگی دارای عقل و وجدان هستند وباید با یکدیگر با روحیه ای برادرانه رفتار کنند.
  اسلام نشان دائمی تحفظ حقوق انسانی است و کمال تحفظ حقوق بشر در منشور حقوق انسانی در سال نهم هجری توسط محسن انسانیت ، سید عرب و عجم حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم در خطبه حجۀ الوداع بیان گردید . و اسلام با بیان این قانون که ::: وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ انسان را ما کرامت دادیم .
انسان را صاحب کرامت وعزت می داند و او را آزاد آفریده است واین آزادی را بطور کامل حق هر انسان می داند و با اعلام این مطلب که:: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُم تبعیض بین انسان ها رااز بین برده و همه را برابر وصاحب حقوقی مساوی می داند و نبی اکرم صلی الله علیه وسلم در منشور حقوق بشری خود که در حجه الوداع بیان نمودند فرمود يا أيها الناس ! إن ربكم واحد ، وإن أباكم واحد ، ألا لا فضل لعربي على عجمي ، ولا لعجمي على عربي ، ولا لأحمر على أسود ، ولا أسود على أحمر إلا بالتقوى { إن أكرمكم عند الله أتقاكم } و با این بیان تمام تبیض های رنگ وزبان وقوم را از بین برده همه را با هم برابر اعلام نمودند و تاریخ صحیح صدر اسلام و زندگی مسالمت آمیز بلال از حبشه وصهیب از روم و سلمان از فارس و اعراب با هم دلیلی بر این ادعاست که تنها دینی که تمام تعصبات را از بین برده و حقوقی برابر برای تمام ملت خود قایل بود اسلام است وبس .
 اما در عهد حاضر علمبرداران امن وامان و حقوق بشر در تاریخ 10 دسمبر 1948 منشوری را بنام منشور جهانی حقوق بشر مرتب نمودند ودر این منشور خود ساخته وناپایدار همیشه بنا بر تقاضاها و مصلحت های زمانی قابل تغییر و تبدل و اضافه وتنسیخ بوده و هست واین خود دلیلی بر نقص آن است وبه همین خاطر برای تمام انسانیت قابل عمل نمی باشد و امروز در فعل و قول علمبرداران این حقوق تضاد شدیدی وجود دارد وبه همین خاطر در هر گوشه ای از دنیا توسط همین علمبرداران حقوق بشر حریت وقدر و منزلت و شرف انسانیت پایمال شده وزیر سوال رفته است .
 همین پرچم داران حقوق بشر بنام قیام عدل و انصاف و خاتمه خشونت وتروریسم کرداری را ادا نمودند که باعث ننگ برای انسانیت شده است ونام انسانیت را بدنام نموده اند .
و این بدنامی پرچمداران حقوق بشر را در جنگ های همچون جنگ جهانی اول با 7 میلیون و سیصد وسی دو هزار کشته ، جنگ جهانی دوم با 41 میلیون صد ونود سه هزار کشته ، استعمار بوسنیا که بدنام ترین جنگ پرچم داران حقوق بشر به حساب می آید و ژنرال راتکو ملادیچ تمام مرزهای وحشت وبربریت را عبور نموده و تاریخ سیاهی برای جهان متمدن بنا نهاد ، نسل کشی رواندا که فقط در صد روز تاریک ترین فاجعه انسانی رخ داد و علمبرداران حقوق بشر در مدتی کوتاه با کشتن بیش از 800 هزار نفر وتجاوز به بیش از 500 هزار نفر نامی شرمناک برای خود رقم زدند ، عراق که بزرگترین پرچم دار حقوق بشر آمریکا بیش از 8 هزار تن از وحشتناکترین و کشنده ترین مواد منفجره خود را بر سر مسلمانان عراق ریخته که هفت و نیم برابر بیشتر از موادی بود که در هیروشیما وناکازاکی ریخته شد و با قتل عام نیم میلیون انسان که 109 هزار از کشته شدگان نوزاد بودند بدنامی بزرگی برای خود رقم زد وافغانستان که تمامی مدعیان حقوق بشر بصورت متحد جنایاتی را به بار آوردند که انسانیت و شرافت انسانی را زیر سوال برده و با بمباران بیمارستان ها و مراسم عروسی ها و ادرار کردن سربازان حقوق بشری بر روی اجساد مسلمانان نامی از خود جای گذاشتند که هر انسان از آن شرم می کند را می توان بوضوح مشاهده نمود . لذا اسلام است که در این تاریکی های شرم آور می تواند راهی برای سعادت انسان باز نماید و ما باید دوباره به اصول و اعمال پاک اسلام برگردیم تا دوباره همان عزت و سعادت را حاصل نمائیم .
 با تشکر 
 محمد سعید ترکمان زهی

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۰, شنبه

حق دفاع و استفاده از اسلحه

چراملت آمریکا ازنظر قانون اساسی آمریکااجازه حمل سلاح دارد ولی ملتهای مظلوم دنیا اگر در برابرتجاوزحاکمانشان دست به اسلحه ببرند تروریسم هستند ؟ 


۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه

مصاحبه محمد سعید ترکمان زهی سخنگوی سازمان جیش العدل با شبکه تلویزیونی الاهوازی


 در تاریخ 14 اردیبهشت 93 روز یکشنبه 


مختصری از تاریخ بلوچستان



بلوچستان در هزاره ی چهارم قبل از میلاد دارای تمدنی فعّال بوده و در آن زمان بصورت اجتماع های شهری در سرزمین هائی که هم اکنون بنام دامن ، بمپور ، فنوج ، لادیز ، مکران ، ودر دامنه رشته کوه های بارز و جیرفت و کرمان نام برده می شوند زندگی می نمودند . و آثار باقیمانده از شهر سوخته ، جیرفت ، مهر گر و مکران از همان دوره هستند و اولین تمدن ها در همین شهرها ساخته شده اند . این آثار شهر سوخته و جیرفت نشان می دهد که شهرها بطرز با شکوهی از روی نقشه ساخته شده و قسمت های مسکونی ، صنعتی وتجاری از هم جدا بوده اند و جالبتر اینکه شهرها در آن زمان دارای فاضلاب هم بوده اند .
 پیشدادیان و کیانیان از کویته فعلی برخاستند و بیش از 700 سال بر ایران و افغانستان و پاکستان وآسیای میانه جکومت کردند . اولین تصویرها بصورت انیمیشن و تصاویر متحرک متعلق به بلوچ هاست که بر روی یک کوزه کوچک بزی در حال پریدن است . قهرمانان ملی هم از بلوچ ها بوده اند . یعنی رستم وخانواده اش بلوچ بوده اند . اشکانیان بلوچ بوده اند و اسم های پادشاهان اشکانی بنام بلوچ اول ، بلوچ دوم و بلوچ سوم در تاریخ ثبت شده اند و همین اشکانیان بودن که سلوکیان را شکست داده و بیش از 500 سال بر ایران حکومت نمودند .
 بلوچ ها ملتی بودند که بنا به اعتراف شاعرانی چون فردوسی هیچ گاه در مقابل هیچ زورگوئی سر تسلیم خم نکرده اند گروه های زیادی در طول تاریخ با بلوچ ها در افتادند . از قبیل اردشیر بابکان و چنگیزخان وتیمور لنگ و اراده داشتند بلوچ ها را از بیخ بکنند ولی همه رفتند وبلوچ ها سرفراز و پایدار ماندند . تنها لشکری که بلوچ ها در مقابل آن بدون جنگ تسلیم شدند لشکر اسلام بود . وچون جوانمردی ، مهمان نوازی ،وفای بعهد وغیرتمندی فطری بلوچ ها با اصول بنیادین اسلام هم خوانی داشته است بدون درگیری در مقابل سپاه اسلام سر تسلیم خم نمودند .
 در زمان قاجارها بدون اطلاع بلوچها و با فریب و حیله ناصرالدین شاه و انگلیس بلوچستان را تقسیم نموده و ملتی غیور را که بیش از 40 میلیون نفر دارد را در سه کشور پاکستان وافغانستان و ایران تقسیم نمودند .
 از آن به بعد بلوچ ها در سه کشور پاکستان ، افغانستان وایران مستقر شدند و بلوچستانی که در ایران قرار دارد تقریبا یک دهم از جمعیت کل بلوچستان کبیر را دارا می باشد که در سرزمینی به وسعت 287 هزار کیلومتر مربع زندگی می نمایند . که وسیع ترین استان کشور می باشد و از این سرزمین 187 هزار کیلومتر مربع جزء بلوچستان که با جمعتی غالب بر 2/5 میلیون نفر و 100 هزار کیلو متر مربع از خاک بلوچستان در تقسیمات داخلی جزء استان های خراسان ، کرمان واهواز قرار دارند که جمعیت بلوچ های موجود در این سه استان 1/5 میلیون نفر می باشد .
 2/5 میلیون نفری که در بلوچستان فعلی ایران زندگی می کنند در طول 57 سال نظام شاهنشاهی و 35 سال نظام فاشیستی آخوندی دچار مشکلات و تبعیضات فراوانی بوده اند . زمانی که انقلاب خمینی پیروز شد این انقلاب چون سپر اسلام را برای فریب ملت ها پیش گرفته بودند مردم بلوچ آنرا روزنه ی امیدی تصور نمود ولی وقتی انقلاب کاملا به پیروزی رسید تازه ملت بلوچستان ورهبران قومی ومذهبی آنان متوجه شدند که این انقلاب خمینی در اصل یک انقلاب صفوی خیلی پیش رفته تر از انقلاب شاه اسماعیل صفوی می باشد .
 که برای براندازی کامل ملیت های ایران خصوصا ملت بلوچستان آمده است . بهترین هدیه ای که از طرف انقلاب خمینی به ملت بلوچستان رسیده است 90 هزار نیروهای مسلح از سپاه و ارتش و نیروهای انتظامی و مرزبانی به همراهی 600 هزار بسیجی و تعداد نا معلومی سربازان گمنام امام زمان و گردان های قاتلین صابرین سپاه می باشد که یک پنجم جمعت بلوچستان را تشکیل می دهند یعنی از هر پن نفر بلوچ یک نفر نظامی وجود دارد .
 نتیجه این هدیه نظامی انقلاب خمینی فقر کامل ملت بلوچستان از نظر علمی و اقتصادی ، تخریب مساجد ومدارس اهل سنت و خصوصا بلوچستان ، اعدام هزاران جوان بلوچ به بهانه های واهی ، ترور صدها عالم ربانی ، تخریب روستاهای بلوچستان بصورت کامل همچون نصرت اباد وگورناک و توهین مستمر از طرف مقامات بالای حکومتی به مقدسات و تخریب بافت جمعتی بلوچستان و تغییر دادن مذهب ملت بلوچستان با وعده های حمایت اداری و مالی می باشد .
 و متأسفانه بعد از دو دوره تقسیم بلوچستان برای بار سوم زمزمه هایی برای تقسیم و تجزیه بلوچستان به سه استان به گوش می رسد که این تقسیم یعنی مرگ خاموش ملت بلوچستان . سالهاست مسافرت های استانی علماء اهل سنت به استان های دیگر ممنوع قرار داده شده است و همانطور که امروز در شهر کرگان از جلسه دستاربندی مدرسه امام شافعی بخاطر دعوتنامه مولانا عبدالحمید منع بعمل آمد مطمئن باشیم اگر این تقسیم و تجزیه احمقانه صورت بگیرد دیگر برای همیشه مولانا عبدالحمید در زابل وزاهدان محدود شده وبرای همیشه پای او از شهر های دیگر بلوچستان همچون سراوان ، ایرانشهر ، خاش سرباز ، نیکشهر ، کنارک ، قصر قند وچابهار قطع کرده می شود واین یکی از اهداف شوم دولت متعصب غیربومیان استان می باشد تا بتوانند بیشتر ملت بلوچستان را زیر پایشان خرد نمایند .
 اما امروز ضروری است که ملت بلوچستان وجوانان غیور این سرزمین همت نموده و همچنان که نیاکانشان در مقابل هیچ زورگوئی سر تسلیم پائین ننموده اند در مقابل این زورگویان 5 درصدی ایستادگی نموده و از این خط قرمز خود دفاع نمایند .
 ای ملت بلوچ تا کی می خواهید مظالم این چند درصد را تحمل نمائیم ؟ تا کی می خواهیم جوانان مان پرپر شوند و کسی حتی نتواند شکایتی هم بکند ؟ تا کی می خواهید یک شبه مساجدتان به پارک تبدیل شود ؟ تا کی می خواهید مدارستان با خاک یکسان شود و علمای عزیز مان ترور شوند ؟ تا کی می خواهید بعد از سالها تحصیل گازوئیل بکشید وجای شما را کلاس پنجمی های زابلی پر کنند ؟ بلند شوید ویکبار هم که شده قدرت وهمت خود را در مقابل این متجاوزان آزمایش کنید مطمئن باشید که قدرت شما بیش از اینهاست شما ملت هستید وهمیشه ملت ها پیروزند .
 به امید پیروزی ملت های ایران بر متجاوزان مرکزی و متعصبان ظالم استانی
 محمد سعید ترکمان زهی

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه


چرا یوسف رئیسی مربی تیم ملی کریکت نوجوانان ایران بنزین فروش است ؟ 


متأسفانه حس نژاد پرستی و دشمنی صریح عده ای از فارس زبانان که بر اریکه قدرت در ایران و افراد ضد بلوچی که مدیریت بلوچستان را غصب نموده ودر اختیار کامل خود قرار داده اند چشم دیدن پیشرفت بلوچ ها را ندارند . همین حس نژاد پرستی باعث شد وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در مدینه منوره ودر بین قوم اعراب ظهور و مبعوث شد سبب شد تا قوم یهود مخالفت ودشمنی خود را با اسلام شروع نماید و چون نبی اکرم صلی الله علیه وسلم از قوم اعراب بود او را بعنوان نبی نپذیرفتند .
 امروز هم بعضی یهود صفت در بلوچستان وایران بنا بر همین حس و حسد پشم دیدن پیشرفت بلوچ ها را ندارند و همیشه سعی می کنند جوانان بزرگ بلوچستان را در تمام زمینه ها لگد مال نمایند . که بنزین فروشی برادر یوسف رئیسی مربی تیم ملی کریکت جوانان ایران یکی از هزاران موارد از این قبیل می باشد . اگر این شخص یک غیر بلوچ و یا غیر سنی بود آیا در پیاده رو بنزین می فروخت ؟
 این سوالی است که ملت فارس باید جوابگو باشد .
 رییسی در دوران فعالیت ورزشی خود توانسته عناوین و مقام های ملی و بین المللی مختلفی از جمله فنی ترین بازیکن مسابقات در سال ۸۶، مسئوول کمیته کریکت ، عضو کمیته ی فنی زیر ۱۹ سال ، سرمربی تیم های منتخب جوانان و نوجوانان در سال ۸۶ ، فنی ترین بازیکن مسابقات دور رفت قهرمانی کشور ، انتخاب بعنوان کمک مربی اردوهای تیم ملی کریکت جمهوری اسلامی ایران در سال ۹۱ ، سرداور مسابقات قهرمانی بانوان کشور در سال ۸۷ ، عضو کمیته فنی کریکت جمهوری اسلامی ایران، کمک مدرس دوره های مربیگری آسیا زیر نظر مدرس بین المللی اقبال سکندر در سه دوره متوالی ، کاپیتان تیم ملی در رده سنی بزرگسالان ، شرکت در اولین دوره کلاس های توجیهی داوری کریکت زیر نظر مدرس بین المللی در سال ۲۰۰۴ ، سرمربی تیم ملی زیر ۱۷ سال و همچنین تیم ملی جوانان در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ ، اخذ مدرک داوری کریکت درجه ۱ در سال ۲۰۱۱ در کشور سری لانکا را کسب و از آن خود نماید.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

اگر سختی های راه آزادی را تحمل کنیم گویا راه سعادت و خوشبختی را برای فرزندانمان هموار کرده ایم


سی و پنج سال است که حکومت فاشیست آخوندی ایران تلاش می کند تا مردم بلوچستان را زیر چنگال های خود خرد کند . وبرای رسیدن به این اهداف شوم خود آنها را در بدترین فقر علمی و اقتصادی قرار داده است تا اعتماد بنفس جوانان بلوچستان را از بین برده و برای همیشه تابع خود نماید . و متأسفانه امروز اکثر مردم ما در بلوچستان باور کرده اند که ما هیچ ارزشی نداریم وبرای زنده ماندن باید تابع چند متجاوز و اراذل و اوباش باشیم .
 اما چند سال قبل جوانانی غیور و شیر صفت از بطن جامعه خفه شده بلوچستان بلند شدند تا صدای خفه شده این مردم خرد شده را به جهانیان برسانند و در مدت کوتاهی ثابت کردند که با همت به هر چیز خواهی رسید . آن بت فولادی را که در طول 35 سال رژیم آخوندی در ذهن مردم بلوچستان ساخته بودند را شکستند و اقتدار پوشالی آن را به چالش کشیدند و جهت دفاع از قوم و مقدسات خود مبارزه ای مقدس را آغاز نمودند .
 اما باید بدانیم که برای رسیدن به آزادی سختی های زیادی را باید تحمل نمائیم چون راه حصول آزادی راهی سخت وپر خطر است . و نتیجه وآثار مبارزات آزادی بعد از تحمل سختی ها ی زیاد ظاهر می شود . یک کشاورز بعد از شخم زدن و کاشت بذر خود باید سختی های زیادی تحمل نماید تا چند ماه بعد نتیجه زحمات خود را درو نماید و خوشحالی را به خانه خود ببرد . لذا اگر امروز ما سختی های راه آزادی را تحمل کنیم گویا که راه سعادت وخوشبختی را برای نسل های آینده مان هموار نموده ایم . لذا برای آزاد کردن نسل های آینده باید اول ما خودمان زنجیرهای غلامی را پاره کنیم .
 اما اگر ترسیده و تسلیم خواسته های ظالمانه متجاوزان شدیم دختر و پسرهایمان زیر چکمه های متجاوزان خرد خواهند شد . پس نگذاریم نسل آینده ما مثل ما غلام بار بیاید . همت کنید وخود را در سختی ها بیندازیم و سختی های راه آزادی را با جان ودل قبول کرده مشت ها را گره کرده به حرکت بیائیم تا نسلی قدرتمند وپایدار و سربلند داشته باشیم . مطمئن باشیم که تحمل سختی های تحمیل شده دروازه راه آزادی را نمی گشاید . بلکه سختی هائی را که با هدفی بلند و خواست قلبی خودمان بپذیریم و متحمل شویم ما را به سکوی قهرمانی آزادی می رساند . یک بوکسور زمانی بر سکوی قهرمانی می ایستد که قبل از مسابقات خود را در تمرینات سخت خسته کرده وبینی خود را خرد نماید و این تمرینات را با خوشی انجام دهد . واگر سختی تمرینات را با جان و دل نپذیرد امیدی برای ایستادن بر سکوی با ارزش قهرمانی نخواهد داشت . لذا ما ملت بلوچستان که 35 سال است زیر فشارهای سیستماتیک رژیم آخوندی قرار داشتیم با همتی عالی به میدان مبارزه وارد شده سختی های راه عزت و آزادی را تحمل نموده نسل آینده مان را سربلند و سرفراز بر سکوی بلند آزادی قرار دهیم تا مانند یک انسان مالک سرنوشت خود باشند و از غلامی متجاوزان خارج شوند . به یاد داشته باشیم ماشینی که ما را به آزادی می رساند مانند ماشینی نیست که ما بلیط گرفته و بر روی صندلی نرم آن نشسته به مقصدی بزرگ همچون آزادی برسیم . در راه سفر به آزادی فقط تو یک مسافر نیستی بلکه هم مسافری ، هم راننده ای ، هم شاگرد وهم مالک این ماشین هستی .
 لذا هر کدام از ما خود را ذمه دار رساندن ملت عزیزمان به آزادی بدانیم و تمام سختی های راه آزادی را با خوشی و جان ودل قبول نمائیم تا دختران و پسرانمان چند سال آینده زندگی آزادانه و انسانی داشته باشند و چون ما غلام وبرده متجاوزان نباشند . پس بیائید همت کنیم . همت همان قوتی است که تمام قابلیت ها را در انسان جمع نموده به قدرت و طاقت تبدیل می نماید و انسانی که همت دارد نزد او شکست معنایی ندارد او هر سختی را تونلی برای رسیدن به روشنایی بزرگتر می داند وقتی قطار از تونل عبور می کند هر مسافر می داند که بعد از این تاریکی روشنی وجود دارد .
 لذا ما همت کنیم و مطمئن باشیم که بعد از این تاریکی هایی که متجاوزان بر ما مسلط نموده اند روشنی وجود دارد . قوی ترین قوم همان قومی است که به خودش اعتماد داشته باشد لذا بیائید با همت از این تونل وحشتناک آخوندی عبور نمائیم و نسل آینده مان را به روشنائی دائمی برسانیم .
 با تشکر 
 محمد سعید ترکمان زهی

نا مشروع بودن حکومت آخوندی از زبان خود آخوندها

نا مشروع بودن حکومت آخوندی از زبان خود آخوندها 


۱۳۹۳ اردیبهشت ۷, یکشنبه

بهانه حذف واژه وهابیت در استان بلوچستان


بهانه حذف واژه وهابیت در استان بلوچستان


 بعضی افراد متعصب و جاهل و فاشیست که جزء گروه 5 در صدی حاکم بر استان بلوچستان هستند ودستشان به خون هزاران جوان غیرتمند بلوچ آغشته است سالهاست با بهانه کلمه وهابیت حقوق یک ملت بزرگ را پایمال نموده و آنها را در بدترین شرایط از نظر حقوق ملی و مذهبی و اجتماعی قرار داده اند و توانسته اند 99 درصد مدیریت استان را با این دروغ وبهانه ها تصاحب نمایند و ملت بزرگ بلوچ را از تمامی حقوقشان محروم نمایند امروز که با فشارهای سازمان های مسلح و فعالین مدنی استان بلوچستان احساس خطر نموده وجایگاه خود را در استان تاریک می بینند داغ کرده و در هر مکانی شروع به فحاشی و هزیان گوئی می نمایند و توسط سایت هایی که حامیان این قاتلان مردم بلوچستان و دشمن علماء اهل سنت بحساب می آیند نیز با آب وتاب فحاشی های آنان را پوشش داده و چهره ی کریه این افراد را زیبا نشان می دهند.
 اما غافل از این که بنا به اعتراف رهبر این قاتلان و غالیان واژه وهابیت حربه ای انگلیسی است که در هر زمان افراد شیاد و دشمنان ملت برای جدائی بین مردم و مبارزان وعلماء از آن استفاده نموده اند خصوصا در زمانی که دشمنان ملت منافع خود را در بین آن ملت در خطر احساس نموده اند این واژه را بعنوان سپری استفاده نموده اند
 لذا به این اعتراف توجه کنید :
 علی خامنه‌ای در کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» به این واقعیت اشاره کرده و می‌نویسد: «یکی از حربه‌های کوبنده‌ای که دستگاه استعمار بر ضد این جمعیت (علمای هند) به‌کار می‌برد، متهم ساختن آنان به وهابی‌گری بود این تهمت در همان اوایل یعنی در دوران حیات عرفان شهید سید احمدعرفان به ثمر رسیده بود و انگلیسی‌ها و سیک‌ها توانسته بودند بدان وسیله بعضی از افراد بی‌اطلاع و مسلمان را وادار به خیانت کرده و بر او بشورانند و با این تدبیر او و مرید و همکارش، شاه اسماعیل شهید را در سال 1831 از بین ببرند و در دوران پس از انقلاب، سال 1857میلادی هم که پیروان (عرفان) سرسختانه با انگلیس‌ها می‌جنگیدند این تهمت به‌صورت سلاح قاطعی در اختیار انگلیسی‌ها بود که در هر فرصت مناسب از آن استفاده می‌کردند و از جمله؛ ُعلمایی را که در امور سیاسی دخالت ورزیده و مردم را به مبارزه با انگلیس دعوت می‌نمودند، در نظر عوام منفور می‌ساختند و تا کنون این حربه، هم‌چنان باقی است و نقش شیطانی خود را که همان ایجاد فاصله میان قشرهای وسیع مسلمین است، ایفا می‌کند.» (کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» ص 35 ـ 36 چاپ تیرماه سال 1347.»
 آیا همانطور که رهبرتان می گوید این نقشه انگلیسی است و بعنوان سلاحی برای جدائی بین علماء ومردم استعمال شده ! امروز همین واژه انگلیسی در بلوچستان برای جدائی علماء از مردم استعمال نمی شود ؟
 آیا امروز در استان بلوچستان از همین واژه الیزابتی برای بدنام کردن علمآء ومبارزان استفاده نمی شود ؟
 آیا امروز از این واژه فریبکارانه برای فشار بر ملت بلوچ واهل سنت ایران استعمال نمی شود ؟
 آیا امروز به بهانه همین واژه مدراس و مساجد اهل سنت وملت بلوچستان در تنگنا و فشار ناشی از تعصب و کبر کوردلان قرار نگرفته اند ؟ لذا تا کی می خواهید دزدی نموده و با نعره زدن . های دزد . های دزد . خود را پاک جلوه دهید .
؟ بعد از کشتن هزاران عالم وجوان بلوچ واهل سنت ایران تا کی می خواهید این واژه ی الیزابت مادرتان را بر علیه این مردم مظلوم اهل سنت وبلوچستان استفاده نمائید ؟
 آقایان قاتل ! دیگر حنای تان رنگی ندارد . دیگر مردم بلوچ واهل سنت ایران شما را شناخته اند . می دانند که در این حلوای شما زهر ریخته شده و حتی نصحیت های پدرانه شما برای ملت اهل سنت ایران و خصوصا ملت خونگرم بلوچستان کشنده و حاوی سم های شیمیائی است !
 آقایان قاتل با سایت های مضحک تان ! دیگر بعنوان دزد شناخته شده اید و دیگر نعره های . های دزدتان اثر ندارد .
 آقایان قاتل ! شما وقتی احساس کردین که با حذف واژه وهابیت دیگر بهانه قتل عام اهل سنت ومردم و علماء بلوچستان را از دست خواهید داد دیوانه وار نوکتان را به هر سو می زنید تا این شمشیر بران را از دست ندهید ولی دیگر شناخته شده اید و این شمشیر و دست های ناپاکتان برای مردم آشناست .
 دیگر مردم اهل سنت ایران و بلوچستان برای دفاع از حقوق خود ایستاده اند و شمشیرهای دولبه ی شما وشوشتری ها اثر ندارد .
 35 سال است که خون ملت بلوچستان بر سفره های شماست وخونشان خوراک خانواده هایتان شده است دیگر خونمان برایتان زهر مار است .
پس ببینید تا جوانان بلوچستان چگونه چشمان قاتل جوانان بلوچستان را از حدقه بیرون می کشد .
 دیگر جوانان غیور بلوچستان برای دفاع قیام نموده اند و این دفاع از خود وقوم بلوچ حقی است که هم خدا به ما داده و هم سازمان های بین المللی و حقوق بشری و دیگر از این حقمان گذشت نخواهیم کرد چون 35 سال است که شما بر دین ومذهب ، خون ، مال و جان مان مسلط شده اید همچون شپش آن را می مکید دیگر شامپوی آنتی شپش مان شما را به سوراخ های سنگ دستشوئی خواهد برد .
به امید پیروز یحق بر باطل. 
 محمد سعید ترکمان زهی

فیلم آزادی مرزبانان ایرانی


مبارزان بلوچستان در رابطه با اسیر پایبند همان قوانینی هستند که الله تعالی نازل فرموده است ونبی اکرم صلی الله علیه وسلم به امت عملی نشان داده است .
وقتی نبی اکرم صلی الله علیه وسلم در سال ششم هجری ثمامه بن آثال را دستگیر کردند تا سه روز در مسجد النبی آنرا به ستونی بستند وفرمودند که او را از شیر شتر تغذیه نمائید وبعد از سه روز آنرا ازاد فرمودند وهمین اخلاق خوب پیامبر صلی الله علیه وسلم و خدمت صحابه رضی الله عنهم به او موجب شد که او ایمان بیاورد چون رسول اکرم صلی الله علیه وسلم او را به احسان آزاد نمودند . که واقعه ی آن مفصلا در کتاب بخاری شریف موجود می باشد یعنی مسلمان می تواند اسیر خود را به احسان آزاد نماید . در مورد اسیرا ن بدر حضرت رسول پاک صلی الله علیه وسلم فرمودند : اگر جبیر بن مطعم در مورد این آدم های گندیده وبدبودار سفارش می کرد من همه را بخاطر او آزاد می کردم یعنی مسلمان اجازه دارد اسیر را بخاطر وساطت انسان های محترمی ازاد نماید
 همانطور که مبارزان بلوچستان اسیران خود را بخاطر احترام شیخ الحدیث مولانا عبدالحمید آزاد نمودند در حالی که دولت برای آزادی آنان کوچکترین عکس العملی نشان نداد و حتی می خواست کشته شوند . مسلمان می تواند اسیران خود را با اسیران مسلمان مبادله نماید همانطور که در حدیث مسلم شریف آمده است که : قبیله بنو ثقیف دو صحابی را دستگیر نمودند واصحاب رسول صلی الله علیه وسلم هم دو نفر از قبیله بنو ثقیف که حلیف قبیله بنو ثقیف بود دستگیر کردند و آن دو اسیر را در مبادله با دو اسیر مسلمان وصحابی آزاد نمودند .
 مسلمانان اجازه دارند اسیرانی را که مجرم هستند ویا بخاطر مقابله به مثل قتل نمایند همانطور که رسول مقبول اسلام از بین اسیران بدر عقبه بن ابی معیط را توسط حضرت علی رضی الله عنه و نضر بن حارث را توسط حضرت عمران گردن زدند .و حدیث آن در ابوداوود بروایت بن مسعود موجود می باشد ویا همانطور که بنا به روایت بخاری شریف بیش از هفتصد نفر از اسیران بنی قریظه به حکم سعد بن معاذ به قتل رسیدند . لذا سازمان جیش العدل بخاطر مقابله به مثل جهت انتقام وقصاص از خون نوجوان بلوچ علی ناروئی و بخاطر مجرم بودن جمشید دانائی فر او را طبق فتوای مجمع فقهی سازمان و فیصله توسط شورای مرکزی سازمان به هلاکت رساندند چون او اسلحه دشمن رادر اختیار دارد وکسی که اسلحه دشمن را در اختیار داشته باشد دشمن محسوب می گردد . همانطور که در بین اسیران بدر حضرت عباس عموی نبی اکرم صلی الله علیه وسلم هم وجود داشت در حالی که او قبلا مسلمان هم شده بود ولی وقتی گفت یارسول الله صلی الله علیه وسلم من قبلا مسلمان شدم . رسول مقبول اسلام فرمودند : ألله أعلم بإسلامک فإن یکن کما تقول فإنّ الله یجزیک و امّا ظاهرک فقد علینا فاقتد نفسک . فرمود الله تعالی به اسلام تو بهتر آگاه است اگر همانطور است که تو می گویی الله تعالی جزای تو را می دهد ولی ظاهر تو خلاف ماست پس برای رهایی خود بند وبست فدیه را بکن . وچون دانایی فر هم افسر کادر نیروی مرزبانی بودند وهم اسلحه دشمن را بدست داشتند و هم دولت بنا بر حماقت خود نوجوانی را شهید نمودند اعدام گردید و بقیه مرزبانان بنا به سفارش علماء اهل سنت و خصوصا در رأس آنها شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله و ریش سفیدان معتمد بلوچ و احترام به سازمان های حقوق بشری آزاد گشتند

 .

۱۳۹۳ اردیبهشت ۵, جمعه

سخنرانی مولانا عبدالرحیم ملازاده

سخنرانی مولانا عبدالرحیم ملازاده جلوی سفارت ایران در لندن در حمایت زندانیان اهل سنت 
هزاران نفر از اقلیت های قومی و مذهبی ایرانی  به بهانه های واهی ویا بخاطر عقاید خود در زندان های ایران بسر می برند و شب وروز در زیر شکنجه های طاقت فرسای جلادان حکومت آخوندی شکسته می شوند و متأسفانه کسی برای آزادی آنها تلاشی نمی کند فقط به این خاطر که فارس زبان نیستند . خصوصا بلوچ های مظلوم که متأسفانه حکومت جوی بر علیه آنها ساخته است که هر بلوچی به هر بهانه ای گرفته شود تمام مردم فارس زبان و خصوصا فعالین سیاسی فکر می کنند حقشان است و برای رهایی آنها حتی سخنی هم بمیان نمی آورند .

حماقت کامل

آیا به نظر شما در دینی که الله تعالی بعنوان رحمت در دنیا توسط حضرت محمد صلی الله علیه وسلم نازل فرموده است جائی برای این حماقت ها دارد ؟ 





ولاء وبراء یا عشق و نفرت


ولاء وبراء یا عشق و نفرت
 نحمده ونصلی علی رسوله الکریم
 عقیده الولآء:
ولاء یک کلمه عربی است که معنی آن دوستی ، محبت ، نصرت می باشد ولی زمانی که الف ولام بر اول آن اضافه گردد به یک اصطلاح شرعی مبدّل می گردد . البته دوستی که در معنی الولاء مراد گرفته می شود آن دوستی عمومی نیست که بخاطر بعضی مفادات کسانی با هم تعلق بر قرار می نمایند بلکه معنی الولاء همان دوستی و تعلق قلبی است که از اعماق قلب سرچمشه می گیرد و برای همیشه قائم می ماند. وبنا به تقاضای عقیده الولاء در مرحله اول محبت وعشق به الله تعالی وبعد از آن محبت رسول گرامی ا سلام صلی الله علیه وسلم ودر مرحله بعدی محبت با تمام اهل ایمان بر هر مسلمان واجب می گردد .
عقیده البرآء :
برآء یک کلمه عربی است به معنی دشمنی ، نفرت وبیزاری و قطع تعلق . ولی زمانی که در اول آن الف ولام اضافه می گردد به یک اصطلاح شرعی تبدیل می شود و این عقیده را برای مسلمان روشن می کند که مسلمان با چه کسی نفرت ودشمنی نموده و اظهار تنفر وبیزاری بکند . البته منظور از نفرت ودشمنی در عقیده البرآء آن دشمنی نیست که میان دونفر واقع می شود بلکه نفرت و بیزاری که برای همیشه قائم باشد ونسبتهای سببی و نسبی نتواند این نفرت وانزجار را بر طرف نماید .
 وبنا به تقاضای عقیده البرآء بر هر مسلمان واجب است که با تمام دشمنان الله تعالی و دشمنان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وسلم ودشمنان اسلام ومسلمین اظهار تنفر نماید وبیزاری خود را نسبت به آنان آشکار نماید وبا تمام دشمنان حربی اسلام قطع تعلق نموده برای شکستن شأن وشوکت آنها جهاد نموده قدرتشان را در هم بشکند . شریعت اسلام به عقیده الولآء والبرآء اهمیت خیلی زیادی داده است تا حدی که هیچ سوره ای از سوره های قرآنی وجود ندارد که الله تعالی عقیده الولآء والبرآء را در آن بیان نکرده باشد . اولین سوره قرآن سوره فاتحه می باشد که در آن عقیده الولاء والبرآء بصورت کامل بیان شده و الله تعالی دستورداده که بنا به تقاضای عقیده الولآء تا مسلمان در هر رکعت نماز راه انبیآء وصدیقین وشهدا و صالحین را از الله تعالی بخواهد وبنا به تقاضای عقیده البرآء از مغضوب علیهم وگمراهان یعنی دشمنان الله به الله تعالی پناه ببرد .وآخرین سوره قرآن سوره الناس است که الله تعالی به انسان می آموزد تا از دشمنان الله تعالی و مسلمین چه جنی و چه انسانی به الله تعالی پناه ببرد و عقیده البرآء را اظهار نماید . حتی که سوره الکوثر که کوچکترین سوره قرآن است هم خالی از عقیده الولآء والبرآء نیست ودر آن الله تعالی نعمت خود کوثر را به دوست خود عنایت می نماید وبه مسلمان می فهماند که نسبت به دوستان الله تعالی انعام کننده باشید و دشمنان خود را بددعا می دهد تا برای ما درسی باشد ونسبت به دشمنان الله تعالی و دین اسلام ومسلمین اظهار تنفر بنمائیم .
 حتی الله تعالی بعضی از سوره های قرآن را کاملا در موضوع عقیده الولآء والبرآء نازل نموده مانند سوره های : توبه ، الممتحنه ، المنافقون ، سوره الکافرون و سوره اللهب .ودر بعضی از سوره ها بیشتر مضامین آن سوره رابه همین عقیده الولآء والبرآء اختصاص داده است تا اهمیت آنرا برای مسلمانان روشن نماید مانند سوره های انفال ، عنکبوت ، فتح ، سوره المحمد ،المجادله و سوره الحشر . که بیشتر مضامین آنها عقیده الولآء والبرآء می باشد . چونکه بنیاد عقیده الولآء والبرآء کلمه توحید ( لاإِلَه إِلّاالله ) است نزد بعضی از اهل علم در قرآن مجید بعد از توحید از هر چیز دیگر به این عقیده بیشتر توجه داده شده است .
 لذا یکی از لوازم توحید عبودیت عقیده الولآء والبرآء می باشد یعنی پس از محبت الله تعالی ورسولش صلی الله علیه وسلم مودت ودوستی با تمامی مسلمانان جهان و دشمنی و تنفر نسبت به تمامی دشمنان الله تعالی دشمنان رسول الله صلی الله علیه وسلم ودشمنان اسلام ومسلمین .
عقیده الولآء والبرآء یکی از اصول عقاید اسلامی است که مبتنی بر توحید است و لذا توحید بدون الولآء دوستی با الله ورسول ومسلمین و بدون البرآء یعنی دشمنی با دشمنان الله تعالی ورسولش و مسلمین تکمیل نمی شود و توحیدی ناقص است که اهمت این عقیده مهم در این احادیث مشخص می شود .
 عقیده الولآء والبرآء محکم ترین میثاق ایمان است .
 تاآنجا که رسول مقبول اسلام در اهمیت این عقیده می فرماید : أَوثَقَ عُرَی الإیمَان أَلمَوَالاه فِی الله وَالمُعَاداه فِی الله ( رواه ابو داوود والطبرانی ) پا بر جا ترین پیوند ومیثاق ایمانداران و محکم ترین ستون ایمان دوستی به خاطر الله تعالی است و دشمنی به خاطر الله تعالی است .
 محبوبترین عمل نزد الله تعالی عقیده الولآء والبرآء می باشد .
 ودر روایتی دیگر به نقل از امام ابوداوود ومسند امام احمد رسول اکرم صلی الله علیه وسلم از صحابه پرسیدند : أَتَدرُونَ أَیُّ الأَعمَالِ أَحَبُّ إِلَی الله تَعَالَی آیا می دانید کدام عمل محبوبتر است نزد الله تعالی ؟ قَالَ قَائِلٌ : أَلصَّلَوه وَالزَّکوه . گوینده ای گفت نماز و زکوه . وَقَالَ قَائِل أَلجِهَاد ودیگری گفت جهاد . قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم إِنَّ أَحَبَّ الأَعمَالِ إِلَی الله أَلحُبُّ فِی الله وَالبُغضُ فِی الله . نبی اکرم صلی اله علیه وسلم فرمودند بی شک بهترین عمل نزد الله تعالی دوستی بخاطر الله ودشمنی به خاطر الله تعالی است .
 عقیده الولآء والبرآء نشانه تکمیل ایمان است .
 وهمچنین در روایتی دیگر از امام ابو داوود باب فی رد الأارجآء حضور نبی کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند .: مَن أَحَبَّ لله وَأَبغَضَ لله وَأَعطَی لله وَمَنَعَ لله فَقَدِاستَکمَلَ الإِیمَانَ . هرکسی که با کسی دوستی کرد بخاطر الله تعالی و با کسی دشمنی کرد به خاطر الله تعالی و به کسی چیزی عطا کرد به خاطر الله و به کسی چیزی نداد هم بخاطر الله پس به تحقیق کامل گردید ایمان او . این عقیده با وجود اهمیتش در اسلام آنقدر بین خواص عوام نا مأنوس شده که حتی بعضی از مسلمانان در طول عمر اسمی از این عقیده اسلامی نمی شنوند وخواص هم آنقدر نسبت به این مسئله مهم بی توجه شده اند که خودشان هم فراموش کرده اند همچنین عقیده ای وجود دارد در سفری که با همراهی دوستان به رائیوند داشتیم با یکی از علماء جوان که از پاکستان فارغ التحصیل شده یود و در ایران مکتب داشت وبه همراهی خانمش مکتب را اداره می کردند پرسیدم می خواهم از لاهور کتاب بخرم آدرس کتب خانه را به من بده گفت چه کتابی می خواهی بخری ؟ گفتم الولاء والبرآء ! گفت این الولآء والبرآء در چه موضوعی بحث می کند؟ آنقدر تاسف خوردم که خدایا این عالم مملکت ماست حتی نمی داند عقیده الولآء والبرآء چه موضوعی است البته این یکی از اهداف دشمنان اسلام بود که موفق شدند این عقاید را از زندگی وفکر مسلمان خارج کنند .
 دکتر جمیل مصری در مورد جنگ فکری می گویید :
 اروپائیان بعد از شکست در برابر ارتش اسلام و تحمل ضربات کوبنده ِ صلاح الدین ایوبی وفرماندهان دیگری که پس از وی بر روی صحنه آمدند . تازه درک کرده بودند که مبارزه نظامی با مسلمانان سودی به آنان نمی بخشد و همیشه با شکست مواجه شده رسوا به ممالک خود بر می گردند .
لذا به این نتیجه رسیدند که جنگ نظامی علیه مسلمانان را کنار گذاشته جنگ فکری را بر علیه فرهنگ واندیشه های اسلامی شروع نمایند . چون آنان می دانستند تا زمانی که فرهنگ ناب اسلامی با ذهنیت جهاد وشهادت در مسلمانان وجود دارد پیروزی برایشان امری نا ممکن است . به همین خاطر تیر های خصمانه خود را به طرف افکار و اندیشه های اسلامی نشانه رفتند وبرای تخلیه تفکر جهاد وشهادت لازم بود تا نفرت از کفار از دل مسلمانان خارج شود ومسلمان دشمنان الله را دشمن تصور نکند خود بخود جهاد از بین می رود وامروزه می بینیم که مسلمان بجای دشمنی با کفار تعلقات قلبی برقرار می کنند حتی که دختران خود را در ازدواج پسران کفار در می آورند و از دختران کفار خواستگاری می کنند که این مسئله یکی از خطرناکترین مسائل عقیدتی برای مسلمان است .
 واین مسئله در ایران بین مسلمانان اهل سنت وشیعه های کافر بوضوح نمایان است و کفار حکومتی ایران آنقدر افکار اسلامی برادران اهل سنت ما را تخریب کرده اند که حتی کسی شیعه دشمن ناموس نبی صلی الله علیه وسلم را دشمن خود تصور نمی کند وبیشترین دوستان صمیمی جوانان اهل سنت ایران دشمنان حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنه می باشند وبدون کوچکترین شرمی وبا افتخار از آنان زن می گیرند وبه آنان دختر می دهند وقتی عقیده ها برای مسلمان تبلیغ نشود مسلمان از عقیده خود بی خبر می شود وچون عقاید مرز کفر وایمان هستند و مسلمانان بنا به جهالت نسبت به عقاید روزانه ایمان خود را به خطر می اندازند .همانطور که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم این مسئله را بعنوان یکی از علائم قیامت بیان نموده می فرماید : نزدیک قیامت فتنه هایی مانند تکه های شب تاریک ظاهر می شوند مرد صبح مومن است وشام کافر می گردد ومرد اگر شام مسلمان است صبح کافر می گردد و مردم دین خود را به مال ناچیزی می فروشند .( رواه الترمذی ابواب الفتن )
 واین بخاطر ندانستن عقاید و افکار اسلامی است یعنی وقتی یک مسلمان عقاید که همان مرز بین کفر و ایمان هستند را یاد نداشته باشد روزانه این مرز را زیر پا می گذارد وصبح شام گاهی در سرزمین کفر واقع می شود و گاهی در سرزمین اسلام و این بخاطر ندانستن همین مرزهای اسلامی است یادمان هست زمانی که سربازان انگلیسی در آبهای ایران واقع در خلیج فارس دستگیر شدند می گفتند ما متوجه مزر آبهای ایران نشدیم لذا اگر مسلمان مرزهای کفر و ایمان را نشناسد حتما صبح وشام او بین کفر و ایمان در حال تردد می شود و این ظلم بخاطر کوتاهی علما در تعریف و تبلیغ نکردن عقاید اسلامی همچون عقیده الولآء والبرآء می باشد اگر علماء در این موضوع کوتاهی نمی کردند امروز مسلمان ما بخاطر سیصد هزارتومان مخبر حکومت ایران نمی شدند وعلماء خود را نمی فروخت و ایمان وغیرت خود را برباد فنا نمی داد همانطور که دو طلبه مسلمان بخاطر نقدینه ناچیزی بزرگترین عالم ربانی اهل سنت مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله را مسموم وشهید نمی کردند .
 محمد سعید ترکمان زهی
 قسمت اول 
 ادامه دارد

۱۳۹۳ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

جهادو مبارزه یا خشونت و ترور دو واژه کاملا متفاوت


جهادو مبارزه یا خشونت و ترور دو واژه کاملا متفاوت
 حکم جهاد یکی از بزرگترین انعامات الهی است که برای حفاظت عزت اسلام وحفاظت جان ومال تمام انسان ها اعم از مسلمان وکافر نازل شده است . چون توسط جهاد اسلامی مسلمانان به عزت رسیدند و کفار غیر حربی از دام ظلم ظالمان رهایی یافته زیر پرچم اسلام زندگی پر امنی را بسر نمودند .
چون تمام جنگ های اسلام یا بخاطر دفاع صورت گرفته ویا بخاطر نجات دادن انسان ها اعم از مسلمان و غیر مسلمان از زیر چنگال های ظالمان آن زمان بوده است .و هر وقت قومی از زیر چنگال ظالمان هم کیش خودشان نجات داده می شد وزیر پرچم اسلام با همان دین خود آزادانه زندگی می کرد آنقدر متأثر می شدند که حکومت مسلمانان را از حکومت هم کیشان خود بهتر می دانستند .
 بطور مثال وقتی وقتی شام فتح شد مسیحیان شام به ابو عبیده عامر بن جراح رضی الله عنه نامه ای به این قرار نوشتند که : ای گروه مسلمانان شما نزد ما از رومیان دوست داشتنی تر هستید . هر چند آنان با ما همکیش هستند ، شما به عهد خدا وفادارتر وبا مهربان ترید . از ستم کردن به ما خودداری می کنید وفرمانروائی شما بر ما نیکوتر است امّا آنان بر کار و منازل ما چیره شده اند . ( ازدی بصری . فتوح الشام ص 97 ) . وقتی مسیحیان ایتالیا از تسامح ونرمی از طرف حکومت هم کیشان مسیحی خود ناامید شده بودند و نرمی و تسامح حکومت گران اسلامی ترکان را مشاهده می نمودند ( الدعوۀ الی الاسلام ص 183 ) به همین خاطر همیشه مردم بیزانس سخن یکی از سران دینی خود را تکرار می کردند و آن اینکه : :: برای ما بسیار بهتر است که در شهرمان بجای تاج پاپی ، عمامه های ترکی را ببینیم . ( پیتز . نورمن الامپراطوریه البیزنطیه ص 391 )
 اما با کمال تأسف از زمانی که آخرین جنگ صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان در سال 1248 میلادی به پایان رسید وشاه فرانسه سینت لوئیس نهم که به اسارت مسلمانان در آمده بود از زندان های مصر ازاد شد به مردم خود گفت اگر خواهان شکست مسلمانان هستید لذا تنها با سلاح آهنین با آنها نجنگید باید با ایشان در میدان عقیده که بزرگترین پناهگاهشان است جنگید تا راه پیروزی در میدان اسلحه را با این جنگ ها هموار نمود و از همان زمان بود که کفار و پاپ ها روش مبارزه خود را عوض نموده و بر علیه اسلام جنگ نظریاتی ( جنگ نرم ) را براه انداختند وتوانستند بوسیله مستشرقین در مرحله اول دو واژه جهاد وشهادت وعقیده ولاء وبرآء را از زندگی مسلمانان بیرون بکشند .
چون آنها می دانستند تازمانی که این دو جذبه در دل مسلمان وجود دارد نمی شود ذلیلش کرد ! لذا اول این دو شعله را خاموش نموده بعد به جنگ های استعماری خود ادامه دادند . اما بعد از سالها دوباره این شعله در دل مردم مسلمان هندوستان توسط علماء مبارزی همچون حسین احمد مدنی و شیخ الهند دیوبندی شعله ور شد اما زمانی که مسیحیان دیدند که تمام ثمرات شان در رابطه با نابود کردن جهاد وشهادت وعقیده ولاء وبرآء دارد از بین می رود با بفکر افتادند و دو تا فرقه بر ای از بین بردن فتوای جهاد علماء دیوبند بنام های قادیانیت وبریلویت پایه ریزی نمودند تا دوباره بتوانند این دو طاقت بزرگ اهل اسلام را از بین ببرند .و با در دست گرفتن ذرایع ابلاغ آنقدر بر علیه این دو حکم اسلامی تبلیغات نمودند تا این که متأسفانه خود مسلمانان در رابطه با این دو حکم بزرگ اسلامی که حفاظت عزت اسلام بحساب می آیند را خشونت خطاب می کنند و تریبون پاپ های واتیکان شده اند .
و گذشته از حکمی که الله تعالی به مسلمان داده است حتی همان حقی که خود سازمان های بین المللی و حقوق بشری در ماده 51 منشور سازمان ملل به هر انسان داده است را زیر پا گذاشته و مجاهدان ومبارزانی را که فقط جهت بقاء وجود خود دفاع می نمایند را خشونت طلب و تروریسم می نامند . حال آنکه می دانیم خشونت طلب و تروریسم القابی است که دولت های متجاوز برای پنهان نمودن جنایات خود استفاده نموده و مدافعین را ملقب به این لقب می نمایند . وبرای اثبات این مسئله می توانیم مطلب روزنامه اعتماد 27 شهریور 1386 را ببینیم . رونالد ریگان در دیدار با مجاهدین افغان و اعضای القاعده که مشغول مبارزه با نیروهای اشغالگر شوروی در افغانستان بودند . آنان را مبارزان راه آزادی می خواند در حالی که همان مبارزان بعد از واقعه 11 سپتامبر رسما در لیست گروه های تروریستی می آیند . همچنان مبارزان و آزادی خواهان فلیپینی وقتی با اسپانیا می جنگیدند مبارزان راه آزادی بودند ولی وقتی همان مبارزان با خود آمریکا مبارزه را شروع نمودند شدند تروریست .
چون معنا وتعریف واحد و مشخصی برای تروریسم وخشونت در بین دانشمندان و دولتمردان وجود ندارد و هر صاحب قدرتی به نفع خویش مخالفان خود را تروریسم می خواند و حتی احزاب و سازمان هایی که برای بقاء وجود خود مبارزه می کنند وسازمان های ملل متحد وحقوق بشری هم این حق را به آنها داده است را هم در لیست تروریسم داخل نمایند . در تعریفی که در باره تروریسم در قطعنامه ی مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1984 میلادی آمده است چنین است که : فعالیت های مجرمانه و خشونت آمیزی که گروه های سازمان یافته برای ایجاد و ارعاب وحشت انجام می دهند تا به این صورت به اهداف به اصطلاح سیاسی خود را محقق سازند . حال من می پرسم کدام گروه از مبارزان آزادی و مجاهدان اسلام اهداف سیاسی را دنبال می کنند ؟ هدف بیشتر مبارزان را ه آزادی فقط وفقط برای دفاع است تا خود وقوم خود را از زیر سلطه و چنگال های وحشیانه تروریسم های حکومتی بیرون بیاورند .
 ودر تعریفی که در لغتنامه دهخدا از تروریست می آید به این منوال می باشد : تروريسم به معناى اصول حكومت وحشت و فشار . با این منوال بجای گروه ها وسازمان های دفاعی که از حقوق شان دفاع می کنند ومبارزه شان فقط بخاطر وجود بقآء شان است تا نسلشان تبدیل نشود . این حکومت ها هستند که تروریسم قرار می گیرند . اما همانطور که پیامبر اسلام می فرماید : بیان مانند سحر عمل می کند . این حکومت ها هستند که با در دست گرفتن ذرایع ابلاغ تبلیغات می کنند وجنایت های خود را توجیه می کنند و مدافعین اسلامی را و مبارزین مظلوم را تروریسم معرفی می مایند . البته از دشمن گله ای نیست چون او دشمن است وباید جانی باشد ولی گله از دوستان است که تحت تأثیر دشمن قرار گرفته وسحر ساحران حکومتی بر آنها اثر نموده و تریبون دشمنان قوم ومذهب قرار گرفته اند . این جای بسی تأسف دارد .
 محمد سعید ترکمان زهی
 ادامه دارد