۱۳۹۳ فروردین ۲۴, یکشنبه

نامه ای به دوست عزیز حبب الله سربازی



خدمت برادر عزیز آقای حبیب الله سربازی السلام علیک و رحمه الله
 در رابطه با عرایضی که در مورد راه اندازی رسانه ای توسط مخارج جیش العدل فرموده بودید می خواستم بعنوان یک مسلمان بی طرف عرض کنم که . برادر جان در وهله اول ما مسلمان هستیم و هر راهکار خود را از قرآن سنت می گیریم و تنها راهی را که قرآن وسنت وروش رسول مقبول صلی الله علیه وسلم برای نجات امت اسلام از هر فتنه وبحرانی برای ما مشخص نموده است را بهترین روش و برون رفت از هر بحرانی می دانیم و همانطور که رسول مقبول صلی الله علیه وسلم برای خارج کردن مسلمانان صدر اسلام از بحران های موجود در آن زمان از راه های مسالمت آمیز بهره گرفته و این امر در معاهده ها و بخشش های آن حضرت در برابر دشمنان اسلام آنرا به ثبوت می رساند اما وقتی کفار آنقدر بی وجدان شدند که الله تعالی نسبت به آنان فرمود : ولقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن والإنس لهم قلوب لا يفقهون بها ولهم أعين لا يبصرون بها ولهم آذان لا يسمعون بها أولئك كالأنعام بل هم أضل أولئك هم الغافلون ( 179 ) ) . یعنی نه قلبی برای احساس حقوق ملیت ها باشد نه چشمی برای دیدن و نه گوشی برای شنیدن .
در آن موقع تنها راهکاری که مفید واقع می شود جهاد است که شما آنرا خشونت نامیده اید و رسول مقبول صلی الله علیه وسلم آنرا رحمت الله تعالی معرفی می نماید الله تعالی می فرماید : وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ الله تعالی می فرماید بجنگید تا زمانی که فتنه ای باقی نماند . یکی از تعاریف فتنه وفساد این است که افرادی را از دین شان گمراه نمودن و تخریب نظریات آنان . و این فساد را الله تعالی حتی از قتل مسلمان سنگین تر می داند ومی فرماید : وَالفِتنَهُ أَشَدُّ مِنَ القَتلِ ( بقره 191 ) فساد گمراه کردن از دین ومذهب سنگین تر از قتل است . یعنی اگر گروهی با اهرم فشار بخواهند بر گروه دیگری ظلم نموده وحقوق شان را پایمال نمایند ویا آنان را با فشارهای اقتصادی و اجتماعی و غیره از مذهب و دینشان برگردانند همچنان که امروز شاهد تخریب نظریات وعقاید اهل سنت بوسیله گروه های جهادی که ترتیب داده شده وفعلا در روستای چاهان نیکشهر مشغول فعالیت هستند را می بینیم . این فسادی است که از قتل آن قوم هم سنگین تر است بنا به همین ضرورت الله تعالی باز می فرماید :وَقَاتِلُوهُم حَتَّی لا تَکُونَ فِتنَهٌ ( بقره 193 ) . با این ظالم وکفار تا جائی بجنگید تا این فساد نابود گردد لذا امروزه 35 سال است که تمام حقوق ملی و مذهبی و اجتماعی اقلیت های قومی و مذهبی بطور کلی نابودو پایمال گردیده است و بنا به قول خود شما امروز 3550 آخوند در بلوچستان برای برپا کردن همین فتنه حضور دارند واین بزرگترین فتنه است که اسلام برای خشکاندن این فتنه قتال را تجویز نموده است . با وجود این که خود شما هم می دانید در ایران تمام راههای حق خواهی از طریق مسالمت آمیز بسته است وحضور شما و نوری زاده وچالنگی دوشوکی وووو هزاران فعال سیاسی در خارج از کشور مصداق همین گفته بنده می باشد و اعدام یعقوب مهرنهاد که دوستان سیاسی و حقوق بشری همیشه از آن یاد می کنند مصداقی دیگر .
از حضور محترم شما می پرسم آیا کروبی و موسوی ار راه های خشونت آمیز استفاده می کردند ؟ آیا قربانیان کهریزک از راه های خشونت آمیز استفاده می کردند ؟ بعد از آن اگر شما سیاسیون در دنیا با خشونت مخالف هستید وتنها راه رسیدن به حقوق را گفتمان می دانید چه لازم داشت آمریکا وناتو به عراق و افغانستان حمله بکنند ؟ بهر حال آن هم یک نوع خشونت است . آیا وقتی یک گروه کوچک بنا به عقاید دنیا تروریست معرفی می شود مقابله بر علیه آن حتی با روش های خشونت آمیز جواز دارد لذا وقتی یک حکومت تروریست می شود چرا بر علیه این تروریست بزرگتر خشونت محکوم می شود ؟
 در حالی که در تعریفی که در لغتنامه دهخدا از تروریست می آید به این منوال می باشد : تروريسم به معناى اصول حكومت وحشت و فشار.. لذا با این معنی حکومت مورد نظر شما بزرگترین تروریسم جهان بشمار می آید . چرا وقتی بر علیه طالبان خشونت خوب ولی بر علیه تروریسمی که تمام دنیا را به گند کشیده است خشونت کار مفیدی نمی باشد . در حالی که جهاد خشونت نیست بلکه بزرگترین رحمت الهی است .
دوما درمصاحبه شما با شبکه اندیشه شما خودتان اذعان نمودید که 54 در صد مردم بلوچستان در روستا ها زندگی می کنند . لذا وقتی مردم شهرنشین ما آنقدر در چاه های بی سوادی وجهالت وفقر اجباری و هدفمند افتاده اند که حقوق خود را نمی فهمند پس حال نیم بیشتر این ملت در روستاها چطور می باشد ؟ شما چطور در این جو خفقانی که با استعمال یک ماهواره حکم اعدام صادر می شود می خواهید قلم بزرگ جیش العدل را که خداوند برای دفاع از خود به آنها داده است می گیرید وقلمی کوچک و بیکار در زمان حاضر در اختیار آنها می دهید شما می دانید که از اول انقلاب تا حال صدها هزار نفر در ایران اعدام شده اند ولی آیا شما سراغ دارید که این نظام فاشیستی به کسی از راه های سیاسی حقی واگذار بنماید ویا سازمان های حقوق بشری جلوی یک اعدام را گرفته باشند که دومی آن شما باشید ؟
 سوما : مطمئن باشید که افراد سیاسی بدون قدرت فشار در این زمان که سیاست منفی در جهان حاکم است نمی توانند به هیچ جائی برسند اولین حکمی که الله تعالی بر پیامبر خود نازل کرد آیه قلم بود و در مدینه اسلحه و بقول شما خشونت نازل گردید ولی خودتان هم می دانید که در ایران قلم شکسته شده است و دیگر کارائی و ارزشی ندارد و مردم با قلم به هیچ جائی نمی رسند بسته شدن هزاران روزنامه و مجله و اعدام صدها روزنامه نگار باید شما را به این قضیه آگاه کرده باشد حتی اگر روزنامه ای بعد از سی سال فعالیت یکبار هم مطلبی که به مذاق گروه فاشیست درست نیاید را انتشار دهد دهها تهمت های ناروا به پرونده او هدیه شده و محکوم به اعدام می شود .
 آیا شما فکر می کنید در حکومت فاشیستی که یک نفر فقط به این خاطر که بگوید من می خواهم نظریه خودم را خودم انتخاب بکنم به اتهام لواطت اعدام می شود ودکتر مظفریان نمونه بارز آن است شما می خواهید حقوقتان را با کانال ماهواره ای بگیری ؟ آیا شما فکر می کنید که در حکومت فاشیستی که دهها نفر فقط به این خاطر که گفتند رأی ما رو برگردانید در سیاه چالها مورد تجاوز و لواطت قرار گرفتند ابراهیم شریفی و مریم صبری وووووو نمونه بارز آن هستند .
 می توانید با یک مصاحبه حقتان را بگیرید ؟ نه دوست عزیز این گروه بقول شما خشونت اگر پشت سر شما نباشد شما در این حکومت پشیزی هم ارزش ندارید .البته این که شما از آنها حمایت نموده و آنها قدرت و پشتوانه شما باشند می توانید با اتحاد و همکاری با هم به موفقیت نسبی برسید امیدوارم اگر جمله ای به مذاق جنابعالی خوش نیامده است به بزرگوار تان ببخشید و بتوانید با همکاری تمام آحاد و ملل محروم با هم بر این حاکم از خدا بی خبر پیروزی بدست بیاورید .
 با تشکر :
 محمد سعید ترکمان زهی

گهواره امن وسلامتی اسلام ومحمد صلی الله علیه وسلم


گهواره امن وسلامتی اسلام ومحمد صلی الله علیه وسلم
 وَمَا أَرْسَلْنَاك إِلَّا رَحْمَة لِلْعَالَمِينَ مبعوث نکردیم تو را مگر رحمتی برای عالمیان . هر لحظه زندگی رسول مقبول و هر نفس مبارک ایشان رحمتی لامتناهی بود برای امت تا قیامت و این در طول 23 سال زندگی مبارک آن حضرت صلی الله علیه وسلم همچون خورشید بی غبار روشن است .
 یکی از شعاعهای رحمت آن در فتح مکه ظهور پیدا کرد . در تاریخ 10 رمضان سال 8 هجری وقتی که رسول مقبول اسلام برای دفاع از قومی که حلیف مسلمانان بود در برابر کفار قریش با لشکری ده هزار نفری به طرف مکه حرکت نمود . واین حرکت بطرف دشمنانی بود که با تمام قدرت وتا آخرین لحظه برای خاموش نمودن شمع روشن اسلام تلاش بی وقفه می کردند . کسانی بودند که مانند طوفان مهلک همیشه به در ودیوار مدینه بر خورد می کردند تا بتوانند دیوار آهنین اسلام را در هم شکنند . حرکت بطرف دشمنانی بود که برای بدنام کردن واذیت رسانی به آن ماه محبوب خداوندی از هیچ کوششی دریغ نمی کردند .
 حرکت بطرف آن دشمنان قسی القلبی بود که حامیان مظلوم ماه عالم را به جرم اعلای کلمه الله شب وروز به خاک وخون کشیده بودند . این حرکت بطرف دشمنانی بود که تمام توانائی های مالی وفکری و جانی خود را برای کندن ریشه ای اسلام مصرف می نمودند . به طرف کسانی که حامیان پیکر امن وسلامتی را بر اخگر ها می خواباندند وبر سینه هایشان صخره های بزرگی قرار میدادند . کسانی که یاران محبوب رسول الله صلی الله علیه وسلم را طناب در گردن در کوچه های مکه می کشیدند وبچه ها بر آنها سنگ پرتاب می کردند . کسانی که حامیان پیکر مهربانی را به میخ می کشیدند و در حصیر ها پیچانده زیر آفتاب سوزان مکه ساعت ها می انداختند . لیکن وقتی که سپاهیان مخلص الله تعالی به مکه وارد شدند وکفار تمام آرزوهای خود را برباد رفته دیدند از بین صف فولادین اسلام نعره ای بلند شده فرمود : أَلیَومَ یَومَ المَلحَمَهِ * أَلیَومَ تُستَحَلُّ الکَعبَۀِ امروز روز جنگ وخونریزی و انتقام است * امروز خانه کعبه حلال کرده می شود . ( بخاری کتاب المغازی باب أین رکزالنبی الرأیه یوم الفتح )
 سبحان الله وقتی این فریاد از بین مبارزان بلند شد تمام دشمنان اسلام که تا آنروز در پی تخریب و تحقیر اسلام بودند لرزه بر اندام شدند . چون کفار می دانستند که امروز انتقام 13 سال ظلم و بربریت گرفته می شود .دشمنان اسلام می دانستند که زیر نظر انتقام وقهر فاتحان مظلوم اسلام قرار دارند وآنها مظالم بلال را فراموش نکرده اند که زیر پای اینها لِه شده بود .
کفار می دانستند که عمار امروز پدر و مادرش را فراموش نکرده است . کفار می دانستند که امروز مسلمانان 70 شهید بزرگوار بئرمعونه را از یاد نبرده اند . کفار می دانستند که پیامبر محبوب اسلام وحضرت علی رضی الله عنه جگر حمزه را بیاد دارند . دشمنان اسلام به یقین می دانستند که دیگر به پایان کار رسیده اند وبا چهره ای نا امید وشرمگین لاچار مانده بودند که در این میان آواز رحمت وانسانیت به فضا پیچید وفرمود : أَلیَومَ یَومُ المَرحَمَۀِ امروز روز رحمت است ( کتاب المغازی للواقدی ص 554 ) آواز بلندتر شد فرمود : کَذَبَ سَعدٌ وَلَکِن هَذَا یَومٌ یُعَظِّمُ اللهُ فِیهِ الکَعبَۀَ ، وَیَومٌ تُکسَی فِیهِ الکَعبَۀُ . سعد دروغ می گوید امروز روز تعظیم خانه خداست . امروز خانه خدا غلاف پوشانده می شود . بعد از آن اعلام دیگری به این صورت شد که : مَن دَخَلَ دَارَ أَبِی سُفیَانَ فَهُوَ آمِنٌ وَ مَن أَغلَقَ عَلَیهِ دَارَهُ فَهُوَ آمِنٌ ، وَمَن دَخَلَ المَسجِدَ فَهُوَ آمِنٌ . هر کس در خانه ابو سفیان برود در امان است . هرکس اسلحه خود را زمین بگذارد در امان است .هر کس به مسجد پناه ببرد در امان است ( سنن ابی داوود .باب ما جآء فی خبر مکه )
ودر روایتی دیگر این هم اضافه آمده است که : مَن أَغلَقَ بَابَهُ فَهُوَ آمِنٌ . هر کس دروازه اش را ببندد در امان است . ( صحیح مسلم .کتاب الجهاد . باب فتح المکه ) وقتی این اعلام امن کرده شد همه مردم به طرف مسجد وخانه هایشان دویدند . وبعد از اینکه پیامبر امن صلی الله علیه وسلم در مسجد الحرام مستقر شد کفار با حالتی پشیمان وسر بزیر صف کشیدند وایمان می آوردند در این میان شخصی بنام هبار بن اسود خجالت زده نزدیک شد کسی که در سفر هجرت دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم حضرت زینب رضی الله عنها را نیزه زده بود واز شتر انداخته بود واو بر اثر آ ن زخم سقط جنین نموده وبر اثر سم آن زخم وفات کردند. پیکره امن وسلامتی با دلی همچون اقیانوس رحمت او را معاف نمود . بعد از زنی بنام هند زن ابو سفیان سر بزیر وبا نقاب نزدیک شد و همه مردم فکر می کردند دیگر این معاف شدنی نیست . ولی وقتی روبروی رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار گرفت بعد از تکرار چند کلمه رسول الله صلی الله علیه وسلم لبخند زده فرمود هند هستی ؟ گفت بله . رسول امن فرمودند من تو را معاف نمودم الله تعالی تو را ببخشد .
 وقتی رسول مقبول دیدند که مردم با سری پائین می آیند بالآخره اعلام آزادی عام نموده فرمود . لا تَثرِیبَ عَلَیکُمُ الیَومَ ، إِذهَبُوا فَأَنتُمُ الطُّلَقَآءُ . امروز هیچ ملامتی بر شما نیست بروید همه تان آزاد هستید . و با این اعلام رسول امن وسلامتی همه دشمنان خود را معاف نمود سوامی لکشمن پرشاد در کتاب خود بنام ماه عرب تحت باب پرامن مداخلت شهر صفحه 393 می نویسد صداقت وحقانیت ، استقلال و قدرت خارق العاده الله تعالی را ببینید که آن هستی یعنی حضرت محمد صلی الله علیه وسلم در زمانی مکه با تمام وسعتش برای او به تنگ آمده بود امروز بعد از فتح مکه بعنوان یک حکمران داخل آن می شود .
 در همان کوچه هایی که قدم گذاردن رسول الله صلی الله علیه وسلم را قریش پسند نمی کردند امروز در آن کوچه ها در شأن او نعت سرائی می شود .امروز مردم در همان کوچه ها با احترام کامل پیش او سلام می کنند .همان کسی که روزی از بی کسی مجبور شد این وطن عزیز را ترک نموده هجرت نماید امروز لشکر ده هزار نفری پشت سر او ایستاده است . امروز پیروزی در چشمان او ظاهر شده است کمال مسرت امروز در بجا آوردن شکر الله تعالی با تمام وجود در چشم مبارکش احساس می شود.
 امروز چشمانش آنقدر از خوشی زیباست که گویا بر برگ نازک نرگس شبنم افتاده است در همین حالت سرش را پائین می گیرد . أَنَّ رَسُولَ اللهِ لَیَضَعُ رَأسَهُ تَوَاضُعًا للهِ حِینَ رَأَی مَا أَکرَمَهُ الله بِهِ مِنَالفَتحِ حَتَّی أَنَّ عُثنُونَهُ لِیَکَادُ یَمَسُّ وَاسِطَهَ الرَّحل . وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم فتح و نعمات الهی را دید برای تواضع وشکر الله تعالی آنقدر سر خود را پائین برد که نزدیک بود سرش به رحل سواری او بر خورد نماید . این ذرّه ای در دریای رحمت و امن است که با این دلسوزی و رحمت بجای فتح مکه دلهایشان را فتح نمود .
. بیائید ما هم فاتح دلها باشیم و بنا به سنت رسول مقبول صلی الله علیه وسلم لطف و مهربانی را بر تمام انسانیت بحیث یک انسان ابراز داریم .
 محمد سعید ترکمان زهی

اسلام دین رحمت


اسلام دین رحمت
 نحمده ونصلی علی رسوله الکریم
 پیغمبر امن حضرت محمد صلی الله علیه وسلم ازبین تمام حقایق مسلمه کائنات این یکی از حقایق مسلم است که ارتقاء مثبت هر قوم و صلاح وبقاء ان در محبت فی ما بین واتحاد بین اقوام می باشد و بغیر از آن قافله انسانیت به ساحل امن نخواهد رسید و اصولی را که در رابطه با امن و آشتی و صلح وبقاء پیغمبر امن صلی الله علیه وسلم بیان نمودند وآن اصول را با کمال اخلاص عملا به تمام امت های دنیا نشان داد مثال آن در هیج جای دنیا ودر هیچ زمانی یافت نمی شود .
 خلاصه تمام تعلیمات اسلامی برای یک معاشره موفق این است که از سر زمین الله تعالی ظلم ، تشددو خشونت ، بربریت ، فتنه وفساد برچیده شده وفقط حاکمیت الله تعالی نفاذ گردد که تحت آن حاکمیت دست هیچ ظالمی به گریبان مظلوم نرسد و هیچ چشمی آبروی دیگری را نتواند ببیند . و هدف پیغمبر امن حضرت محمد صلی الله علیه وسلم هم این بود که انسان را به مدارج عالی از ترقی اخلاق ، ترقی روحانی ومادی برساند وبه همین مقصد الله تعالی همراه با نبی امن صلی الله علیه وسلم هدایت نامه ای به نام قرآن و همراه آن میزان عدل را نازل نمود تا بر روی سر زمین الله تعالی انصاف قائم شود به همین خاطر خداوند متعال می‌فرماید: ﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ ٢٥﴾ [الحدید: 25]. «ما پیامبران خود را همراه با دلائل متقن و معجزات روشن روانه کرده‌ایم، و با آنان کتاب‌های (آسمانی) و موازین (شناسایی حق و عدالت) نازل نموده‌ایم تا مردمان دادگرانه رفتار کنند. و آهن را پدیدار کرده‌ایم که دارای نیروی زیاد و سودهای فراوانی برای مردمان است. هدف این است که خداوند بداند چه کسانی او را و فرستادگانش را به گونه نهان و پنهان یاری می‌کند خداوند نیرومند و چیره است». الله تعالی در این کتاب خود در کنار حقوق خود حقوق دیگر مخلوقات خود را بیان می دارد تا انسان زندگی خود را بنا بر هدایت وراهنمایی این کتاب منصف و آسمانی در چار چوب عدالت بگذراند . که در آن معاشره نه ظلمی واقع شود ونه حقوق شخصی و اجتماعی کسی زیر پا گذاشته شود .
 و در صورت تنازع و وقوع اختلافات آنها را بنا بر هدایات همین کتاب در چار چوب میزان موجود در این هدایتنامه حل وفصل نماید اما اگر شخصی متکبر و ظالم سر خود را در مقابل این عدالت الهی در رابطه با حقوق همنوعان خود پائین نمی کشد و حرف انصاف را نمی فهمد . الله تعالی می فرماید : وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيد برای فهماندن چنین افراد مغرور ومتکبری ما آهن ( اسلحه ) را نازل کردیم که داری نیروی فراوانی است که بوسیله این اسلحه می شود سر این فرعون های زمین را به خاک مالید وبعد الله تعالی می فرماید : ٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ سودهای فراوانی برای مردمان دارد و بزرگترین سود آن این است که پوزه متکبران را به خاک می مالد وحقوق مظلوم را از ظالم می ستاند .
 و در این راستا خود نبی اکرم صلی الله علیه وسلم حتی قبل از نبوت هم زمانی که شخصی از قبیله بنو زبید مال تجارت خود را برای فروش به مکه مکرمه آورد تا بفروشد و مال تجارت او را قلدری بنام عاص بن وائل خرید ولی از دادن قیمت آن خودداری نمود و آن شخص مظلوم وقتی در بین قریش با اشعاری دردمندانه مظلومیت خود را اظهار نمود بعضی از نیک سرتان آن قوم بر این شدند تا معاهده ای ترتیب دهند که حقوق مظلوم پایمال نشود وخود نبی اکرم صلی الله علیه وسلم هم در آن معاهده که بنام معاهده حلف الفضول بسته شد شرکت نمود و از این که توانسته بود برای رفع ظلم از افراد مظلوم در چنین معاهده ای شرکت نماید آنقدر افتخار می نمود و می فرمود :لَقَد شَهِدتُّ فِی دَارِ عَبدِالله ابنِ جُدعَانَ حِلفًا مَّا أُحِبُّ أَنَّ لِی بِهِ حُمُرَ الننَّعَمِ وَلَو دُعِیَ بِهِ فِی الإِسلَامِ لأَجَبتُ ( خاتم النبیین لابی زهره جلد 1 ص 153 ) وقتی که معاهده حلف الفضول بسته شد من در خانه عبدالله بن جدعان موجود بودم اگر بجای آن معاهده اگر کسی به من شتر سرخ هم بدهد من قبول نمی کنم و اگر کسی دوباره مرا به همچنین معاهده ای دعوت بدهد من قبول می کنم . یعنی گویا برای گرفت حق مظلوم از ظالم حتی با زور شمشیر هم حاضر بود در هر زمانی در چنین معاهده هایی شرکت نماید تا بتواند حق مظلومی را از متکبری بستاند . حال مقصد از آن معاهده چی بود ؟ آنرا شخصی غیر مسلمان اینجوری بیان می دارد که : کَانَ حِلفُ الفُضُولِ عِبَارَه عَن کَوکَبَه مُوَلَّفَهٍ مِّن رَهطٍ مِنَ الفِتیَانِ المُسَلَّحِینَ هَدَفُهُم أَن لا یَضِیعَ حَقُّ المَظلُومِ ( نظره جدیده فی سیره رسول الله کونستانس جیورجیو وزیر خارجه رومانی ) حلف الفضول مشتمل بر دسته ای از جوانان مسلح بود و مقصد آن این بود که حق مظلوم ضایع نشود . و اولین آیه ای که در آن مجوز جهاد برای مسلمین بر علیه ظالمان نازل شد همین موضوع را بیان می کند جائی که می فرماید : أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُوا ( حج – 39 ) مسلمانان اجازه دارند با کفاری که با مسلمین می جنگند آنها هم بجنگند چون بر آنها ظلم شده است . و اگر در اسلام به مسلمان اجازه جهاد داده شده است بخاطر رفع ظلم است چون مسلمان نباید در مقابل ظلم سکوت نماید . چون اگر کسی در مقابل ظلم بلند نشود فساد برپا می شود و قتل و غارت عام می شود وبه مقدسات توهین می گردد . همانطور که الله تعالی می فرماید :وَلَولادَفعُ اللهُ النَّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوَامِعَ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذکَرُ فِیهَااسمُ اللهِ کَثِیرًا (حج آیه 40 ) اگر الله تعالی بعضی ( کفار وظالمین ) توسط بعضی ( مجاهدین ) دفع ننماید پس منهدم می شوند عبادت خانه های راهبان ، نصرانی ها ویهودیان و تخریب می شوند مساجدی که در آنها بکثرت الله یاد می شود . یعنی اگر قرار باشد مسلمین جهاد را ترک کرده وفقط از راه مسالمت آمیز جهت احقاق حقوق آن هم در مقابل جبارانی که حرف انسانیت را نمی فهمند تلاش نمایند عبادتخانه هایشان تخریب می شود و یاددهانی شده که همان مساجد ومدارسی که در آنها حق گفته می شود و سبب محکم شدن نظریات قوم می شوند تخریب می گردند و این چیزی است که آنرا در تخریب مدرسه عظیم آباد زابل و فشارهای ناجوانمردانه بر مسجد مکی زاهدان وجاهای دیگر اهل سنت شاهد آن هستیم .
بطور کلی اگر مسلمان در برابر ظالم سکوت نموده و حق مظلوم را نستاند فساد بر پا شده و امنیت جامعه اسلامی را بر هم می زند که به آن فساد گفته می شود .فساد در شریعت اسلامی با معانی مختلفی وارد شده است مانند : لَوکَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلاّ الله لَفَسَدَتَا ( انبیاء آیه 22 ) . اگر در زمین وآسمان الله دیگری وجود داشت آن دو حتما به فساد کشیده می شدند ( در آنها هرج و مرج بوجود می آمد ) . وَلَوِاتَّبَعَ الحَقُّ أَهوَآءَهُم لَفَسَدَتِ السَمَواتُ وَالأَرضُ وَمَن فِیهِنَّ ( مومنون 71 ) . اگر حق دنبال باطل براه بیفتد ضرور در زمین وآسمان فساد برپا می شود . مجد الدین فیروز آبادی فساد را این طور تعریف می نماید که : وَالفَسَادُ أَخذُ المَالِ ظُلمًا . از راه ظلم مال کسی را تصاحب نمودن فساد است . یکی از تعاریف فتنه وفساد این است که افرادی را از دین شان گمراه نمودن و تخریب نظریات آنان است.
و این فساد را الله تعالی حتی از قتل مسلمان سنگین تر می داند ومی فرماید : وَالفِتنَهُ أَشَدُّ مِنَ القَتلِ ( بقره 191 ) فساد گمراه کردن از دین ومذهب سنگین تر از قتل است . یعنی اگر گروهی با اهرم فشار بخواهند بر گروه دیگری ظلم نموده وحقوق شان را پایمال نمایند ویا آنان را با فشارهای اقتصادی و اجتماعی و غیره از مذهب و دینشان برگردانند همچنان که امروز شاهد تخریب نظریات وعقاید اهل سنت بوسیله گروه های جهادی که ترتیب داده شده وفعلا در روستای چاهان نیکشهر مشغول فعالیت هستند را می بینیم . این فسادی است که از قتل آن قوم هم سنگین تر است بنا به همین ضرورت الله تعالی باز می فرماید :وَقَاتِلُوهُم حَتَّی لا تَکُونَ فِتنَهٌ ( بقره 193 ) . با این ظالم وکفار تا جائی بجنگید تا این فساد نابود گردد . لذا اجازه جهاد برای زمانی است که گروهی بخواهند با سوء استفاده از قدرت بدست آمده قومی را از لحاظ اقتصادی و مذهبی و اجتماعی به نابودی بکشانند بر آن قوم فرض می شود تا از حقوق خود و افراد مظلوم دیگر با مفسدین بجنگد و حقوق خود را از حلقوم ظالم بیرون بکشد . جنگ وخشونت چیز نا پسندی است و حتی مسلمانان هم آنرا پسند نمی کنند والله تعالی خود می فرماید ( کُتِبَ عَلَیکُمُ القِتَالُ وَهُوَ کُرهُ لَّکُم ( بقره 216 ) قتال ( دفع ظلم وظالم ) بر شما فرض شده ولی شما آنرا ناپسند می دانید . جنگ بذات خود عمل نا پسندی است یعنی بنا بر قوانین فقهی حسن لغیره است یعنی برای مقاصدی مهمتر زیبا می شود ولی بذات خود نا پسند است ولی اگر در مقابل ظلم ظالم این عمل نا پسند انجام داده نشود بر اثر فساد وفتنه ظالمان نا پسندی بیشتری دامن اجتماع را می گیرد . بطور مثال وقتی دانه ای در دست شخصی ظاهر می شود پزشک در مرحله اول آنرا با پماد علاج می کند ولی وقتی با پماد علاج بی فایده بود آنرا پاره می کند تا چرک آنرا بیرون بکشد و اگر باز هم علاج نشد برای جلو گیری از پوسیده شدن بقیه اعضآء بدن با دلی ناخواسته آن دست راقطع می نماید تا فساد آن مرض به جای دیگری سرایت نکند و تخریب آن بیشتر نگردد . لذا وقتی قومی 15 درصدی و مفسد با در دست گرفتن اهرم قدرت بخواهند جامعه را فاسد نمایند و دارو و پماد عادی سبب دفع آن فساد وفتنه نشد لازم است که گروهی جوانمردانه شر آن اعضاء فاسد را از جامعه کوتاه نمایند . لذا همانطور که یک پزشک جراح با قطع نمودن یک عضو فاسد از بدن انسان جلوی فساد بیشتر را می گیرد و آن دکتر در جامعه قابل تعریف و تقدیر می شود همانطور باید کسانی که کل جامعه را از فساد مفسدان نجات می دهند باید بیشتر مورد تقدیر و تمجید واقع شوند . و این مبارزات مسلحانه خشونت نیست بلکه بزرگترین رحمت الهی است و مجاهدین بزرگترین خدمت را برای جامعه خود انجام می دهند .
 چون در اسلام خشونت وجود ندارد 
 محمد سعید ترکمان زهی

روش‌های تهی‌کردن افکار


روش‌های تهی‌کردن افکار
استعمارگران انقلاب آخوندی ایران روش ویژه‌ای را انتخاب نموده و مکانیسم‌های خاصی را برای اجرای آن‌ها و رسیدن به اهدافشان در نظر گرفته‌اند، تا بدین وسیله جوانان و نوجوانان مسلمان اهل سنت را از حقیقت اسلام و بیداری اسلامی دور کنند. آن‌ها مشکلات و گرفتاری‌های زیادی را برای جلوگیری از پیشرفت و گسترش حرکت‌ها و احزابی از قبیل مدارس و گروه های تبلیغی اهل سنت و مجاهدین اسلام ایجاد می‌کنند که برای زنده‌کردن اسلام واقعی در تلاش اند، همچنین می‌خواهند ریشه‌های فکری و فلسفی جوانان را چنان از بیخ بر کنند که دیگر فرصت رشد و تولد دوباره نداشته باشند.
 روش‌های خالی‌کردن افکار عبارتند از:
1- دیوارکشیدن و فاصله‌انداختن میان علوم دینی و طبیعی با سایر علوم ساخته‌ی دست بشر؛ یعنی دور نگه داشتن جوانان و دانشجویان از علماء ومدراس دینی . همچنین ایجاد اختلاف و تضاد میان علوم اسلامی و علوم طبیعی و سایر علوم معاصر، و نیز بزرگ‌نمایی اختلافات مذهبی به منظور ایجاد تفرقه میان مسلمانان و مذاهب اهل سنت . ، استعمارگران همچنین می‌کوشند تا میان طلاب علوم اسلامی و حوزوی با دانشجویان و دانش‌آموختگان سایر علوم اختلافات ایجاد کنند تا هرکدام نسبت به آموخته‌های خود تعصب داشته و نسبت به دیگر علوم بدبین باشند، این اختلاف نهایتاً همانند ویروسی بیماری «جدایی دین از سیاست» را در جامعه شایع خواهد کرد.
 2- تشکیل گروه‌ها و دسته‌جات مختلف و کوک‌کردن آن‌ها برای شایع پراکنی علیه اسلام و مسلمانان وجوانان اهل سنت . همچنین قاطی‌کردن و آمیختن خرافات و باورهای نادرست با عقاید دین اسلام تبلیغ نادرست و غیر حکیمانه‌ی آن توسط عُمال و مبلغان مزدور و مداحان ساندیس خور از طریق تمامی ذرایع ابلاغ از قبیل صدا وسیما و مجلات وروز نامه ها از دیگر توطئه‌های دشمنان دین است، تا بدین وسیله دین اسلام را به عنوان دین خرافات و مسلمانان را انسان‌های خرافی به دیگران معرفی کنند و کم کم مسلمانان را از دین اسلام و مذاهی حقه شان دلسرد نمایند. قطعاً این اقدامات تأثیر بسیار مخرب و نادرستی بر آینده‌ی جامعه‌ی اسلامی و علی الخصوص مسلمانان ساده‌اندیش اهل سنت والجماعت خواهد گذاشت،
 در همین راستا برای تأثیر هرچه بیشتر آن به اقدامات زیر دست می‌زنند
: الف- دورکردن مسلمانان از آموختن علوم دینی تا از فهم حقیقی دین و احکام فقهی محروم گردند.
 ب- تضعیف و از میان‌بردن توانایی درونی و علایق دینی جوانان مسلمان تا برای زنده‌کردن و احیای حرکت‌ها و احزاب اسلامی کوشش نکنند و تنها به چند عبادت محدود و برخی شعائر دینی که در بیداری مسلمانان و فهم عمیق دینی کم تأثیرند و هیچ خطری برای آن‌ها در بر ندارند، اکتفا نمایند.
 ج- تغییر دیدگاه و نظر آن‌ها نسبت به عقاید و باورهای اصلی دینی و ایجاد باورهای ضد دینی و نادرست در میان مسلمانان و بهادادن به آن‌ها تا عقاید صحیح را ترک نموده و به این باورهای اشتباه بچسبند. د- دورکردن تدریجی قشر روشن‌فکر از عقاید و باورهای دینی تا آن‌ها را به طور کلی از خدا، دین و مسائل فلسفی و علماء دور کنند.
محمد سعید ترکمان زهی

استفاده احادیث ضعیف در باب فضایل - دفاع از تبلیغ جماعت



دفاع تبلیغ
 السلام علیکم
 بخاری ومسلم روایتی از نبی الکرم صلی الله علیه وسلم روایت نموده اند که مفهوم آن اینست که : وقتی الله تعالی با کسی محبت می کند به جبرئیل می گوید الله تعالی با فلان بنده محبت می کند شما هم محبت نمائید بعد جبرئیل با او محبت می کند وبه اهل آسمان می گوید که الله تعالی با فلان بنده محبت می کند شما هم محبت نمائید لذا اهل آسمان هم با آن محبت می کنند وبعد به اهل زمین اعلان می شود که الله تعالی با فلان بنده محبت می کند شما هم محبت نمائید بعد در زمین بر او مهر قبولیت زده می شود . الحمدلله شیخ ما شیخ الحدیث ، امام ربانی ، امام المحدثین وقدوۀ العارفین عارف بالله محمد زکریا رحمه الله علیه از همان افراد خوش نصیبی است که این حدیث مبارک بر او صددرصد صادق می آید . همینطور الله تعالی این محبوبیت را به مولفات این بزرگوار داده اند و به برکت آنها به تمام مسلمانان نفع بی نهایت می رسد و از فیضشان تمام مردم شرق و غرب استفاده می نمایند و از بین تمام مولفات حضرت شیخ الحدیث کتاب فضایل اعمال ایشان بیشتر مورد قبولیت واقع شده و در تمام دنیا انتشار پیدا کرده است و به فضل الله تعالی به اکثر زبان های دنیا ترجمه شده است .وبذریعه تعلیمات آن میلیون ها انسان گمراه راه هدایت و راست را حاصل نموده وهزاران غیر مسلمان به دایره مقدس اسلام داخل گردیده اند . البته امروزه جماعت های زیادی که در بین آنها جماعات بدعتی و گمراهی هم وجود دارند بنا بر حسادت وامراض قلبی آب در آسیاب دشمن ریخته ودر وازه اختلاف را در بین امت زیاد نموده اند و جماعت مظلوم ومخلص تبلیغ جماعت میدان تاخت وتاز خود قرار داده اندو خصوصا بنا بر عدم فهم خود و تعصبات در وازه اعتراض بر کتب فضایل شیخ الحدیث رحمه الله را مقصد زندگی خود قرار داده اندو بجای این که در این زمان پر خطر که تمام دشمنان اسلام از هر طرف بر مسلمانان می تازند وجان ومال وناموسشان را مورد تجاوز قرار می دهند این گروه ها خصوصا برادران گمراه اهل حدیث زمان نوک تیر های خود را بطرف مسلمانان قرار داده اند و بر علیه آنها جهاد را شروع نموده اند این جهاد در مقابل مسلمانان بر این فرق مبارک باد خلاصه مطالب این که این کتاب هایی که شیخ الحدیث نوشته اند کتب فضایل هستند ودر کتب فضایل استفاده از حدیث ضعیف مورد قبول تمام علماء سلف و خلف بوده وهست واگر کسی بر کتب فضایل اعتراضی می نماید نشانه کم فهمی وتعصب شخص مورد نظر می باشد زمانی که الله تعالی نبی اکرم صلی الله علیه وسلم را مبعوئث نمودند در اوایل اسلام آیات فضایل و وعید را نازل می فرمودند وبعد از تقویت ایمان و تکمیل شدن یقین ها الله تعالی احکام خود را نازل نمودند همانطور که حضرت عایشه روایت می کند که : در قران سوره ایی که اول نازل شدن مفصل بودندیعنی سوره هایی که در آنها از جنت وجهنم یادشده بود وبعد وقتی مردم به طرف اسلام رجوع نمودند الله تعالی آیاتی را نازل نمود که در آن احکام بیان شده بودند اگر الله تعالی قبل از هرچیز شراب را حرام می کرد مردم می گفتند که ما شراب را ترک نمی کنیم واگر حرمت زنا نازل می شد کسی زنا را ترک نمی کرد ( فتح الباری ) لذا در این موقع که حالت مسلمانان از زمان قبل از اسلام هم بدتر شده است بیشتر نیاز است که با فضایل آنها به طرف اسلام و اعمال فرا خوانده شوند لذا اعتراض بیجا بر کتب فضایل مترادف با تیشه بر ریشه اسلام زدن می باشد .
 و در کتب فضایل شیخ الحدیث مجموعا و تقریبا 52 حدیث متفق علیه احادیثی که بخاری ومسلم روایت کرده اند و11 حدیث که فقط امام بخاری نقل کرده اند و33 حدیث از آن احادیثی که امام مسلم نقل کرده اند و37 حدیث که از کتب حدیث دیگر نقل شده که علماء حدیث آنها را صحیح لذاته گفته اند استفاده شده و 24 حدیث . احادیثی که محدثین صحیح لغیره خوانده اند و20 حدیث احادیثی که محدثین حسن لذاته و55 حدیث حسن لغیره استفاده شده است وبقیه احادیث ضعیف می باشند ودر مورد کتابی که شما تخریج نموده اید یعنی فضایل رمضان .حضرت شیخ الحدیث رحمه الله این رساله را در سال 1349 هجری بنا به حکم داعی کبیر مولانا الیاس رحمه الله تصنیف نمودند که آنرا به سه فصل تقسیم بندی نموده در فصل اول 10 حدیث در مورد فضایل روزه بیان نموده اند ودر فصل دوم 7 حدیث در مورد فضایل لیلۀ القدر و در فصل سوم 4 حدیث در مورد فضایل فضایل اعتکاف بیان نموده اند . البته طرز نگارش شیخ الحدیث به این صورت می باشد که اول از آیا قران استفاده نموده وبعد از آن احادیث نبوی و آثار صحابه را می آورند و بعد در تشریح وفایده حدیث هم شیخ از احادیث و آثار صحابه واقوال علماء معتبر استفاده نموده و آنرا تشریح می نماید ودر کنار آنها از در هر موضوع از قصص وحکایات اولیاء وسلف صالحین هم استفاده می نماید البته احادیثی که شیخ الحدیث در متن آورده است اصل می باشند ودر مورد احادیثی که در مقدمه و در شرح می آورد هیچ اعتراضی واقع نمی شود چون روش تمام محدثین به همین منوال بوده است وشیخ الحدیث رحمه الله کار تازه ای شروع ننموده که کسی بر آن اعتراض نماید اگر اعتراض وارد شود لذا باید بر امام مسلم هم این اعتراضات وارد شود چون او هم در مقدمه خود از احادیث ضعیف استفاده نمود ه است اما علماء تا بحال هیچگونه اعتراضی در این باره ننموده و اظهاری نکرده اند پس چرا این اعتراضات را بر شیخ الحدیث قبول نمائیم . که در این موردامام نووی رحمه الله در مقدمه شرح مسلم صفحه 24 مفصلا بحث نموده اند ودر جواب کسانی که به امام مسلم اعتراض نموده اند می فرماید شیخ بن صلاح جواب داده اند که : روش مسلم این است که او اول متن یک حدیث را می آورد و در اینجا از احادیثی استفاده می کند که رجالش ثقه باشند و این حدیث را اصل قرار می دهد وبعد با اسناد دیگ ری بصورت متابع میآورد وبسا اوقات راوی اینگونه احادیث ضعیف می باشند . وهمین طور بن قیم رحمه الله در فروسیه می فرماید که این گفته شما که مسلم در صحیح خود از سفیان بن حسین روایت آورده است در حالی که او لایق نیست که از او حدیث آورده شود . می نویسد امام مسلم در مقدمه از این راوی استفاده نموده است و در مقدمه خود آن شرایط لازم نیستند که برای متن اصلی کتاب خود لازم قرار داده اند . مانند حدیث میمون بن ابی شعیب که از حضرت عایشه رضی الله عنها روایت شده است .لذا اعتراضاتی که بر احادیث مقدمه وشرح فضایل اعمال وارد می شود هیچ ارزش شرعی ندارد و اعتراض کننده خود را متعصب معرفی می نماید . واین هم ضروری است که بدانیم اکثر محدثین استفاده از حدیث ضعیف را در کتب فضایل جایز می دانند واعتراض بر این گونه کتب اعتراض بر کل محدثین می باشد و اگر از روی تعصب و عناد باشد که خدا خیر کند .چون تمام محدثین در کتب خود از اینگونه احادیث ضعیف در باب فضایل استفاده نموده اندو آنرا جایز می دانند که بطور شاهد چند نمونه را ذکر می کنیم . * علامه نووی در مقدمه اربعین (فتح المبین للهیثمی صفحه 32 ) آمده است که در فضایل اعمال جواز عمل بر حدیث ضعیف متفقا موجود است .
* علامه نووی رحمه الله در التقریب بشرح التدریب صفحه 169 می نویسد بغیر از احکام وصفات الهیه واحادیث موضوعه استفاده از احادیث ضعیف وتساهل در اسناد ضعیف بدون بیان ضعف آنان جایز می باشد .
* علامه نووی رحمه الله در الأذکار صفحه 708 می نویسد محدثین وفقهآء می فرمایند عمل بر حدیث ضعیف در باب فضایل و ترغیب و ترهیب جایز و مستحب است تا وقتی که موضوع نباشد .
 * ملا علی قاری رحمه الل در فتح باب العنایه جلد 1 صفحه 49 می فرماید البته سند این ضعیف است ولی عمل بر حدیث ضعیف در باب فضایل جایز می باشد . خطیب در کفایه صفحه 133 به نقل از سفیان ثوری رحمه الله نقل می کند که : علم حلال و حرام را از علمآء مشهور حاصل نمائید و علواه از احکام حلال وحرام بقیه را از بقیه مشایخ حاصل کنید حرجی نیست . شیخ الاسلام بن تیمیه رحمه الله در مجموعه فتاوای خود جلد 18 صفحه 65-67 می فرماید مقصد علما از استفاده حدیث ضعیف در باب فضایل این است که در باب فضایل در همان عملی استفاده می شود که در نصوص و اجماع ثبوتی داشته باشند همچون تلاوت قرآن وتسبیح ودعا وصدقه . علامه بن تیمیه در الاختیارات العلمیه صفحه 100 می فرماید خواندن صلوۀ التسبیح هیچ ایرادی ندارد چونکه در باب فضایل صحت حدیث شرط نیست علامه سیوطی رحمه الله در رساله المقامۀ السندسیه صفحه5 می نویسد روایت کردن احادیث غیر صحیح در باب فضایل جایز می باشد . ومحدثین عظام در کتب خود از این گونه احادیث استفاده نموده اند که چندی را برای نمونه ذکر می کنیم .
 1 – علامه بن تیمیه رحمه الله علامه بن تیمیه رحمه الله در کتاب المنتقی خود از احادیث ضعیف استفده کرده اند . در جلد یک صفحه 44 روایتی از حضرت عیشه روایت می کنند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ظرف آب را برای گربه بلند می کرد وبعد با آب باقی مانده وضو می گرفت .
 در این روایت با تمام اسنادش علماء م ینویسند واهی هستند . روایتی از عبدالله بن سعد می آورند که من از نبی اکرم صلی الله علیه وسلم در مورد آبی که بعد از منی بیرون می آید پرسیدم فرمود آن مذی است و از هر جوانی می آید . .
 اما حافظ بن حجر در تلخیص می فرماید این سند ضعیف است نظر شیخ آلبانی در مورد کتاب الکلم الطیب امام بن تیمیه رحمه الله در مورد ضعف احادیث موجود در آن شیخ آلبا نی می گوید 59 حدیث ضعیف وجود دارد و چهار حدیث موضوع احادیث شماره : 211 موضوع – 236 موضوع – 209 خیلی واهی بلکه موضوع – 175 خیلی ضعیف بلکه موضوع – 13-24-28-44-51-74-116-119-126-127-162-165-166-177-ضعیف این تحقیق آلبانی بر کتاب بن تیمیه می باشد لذا در باب فضایل استفاده از احادیث ضعیف بنا به عقیده بن تیمیه جایز می باشد وهیچگونه ایرادی بر او وارد نمی شود .
 2 – بن حجر عسقلانی رحمه الله کتاب بلوغ المرام من ادلۀ الاحکام حدیث شماره 111 سراقه بن مالک رضی الله عنه روایت می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم طریقه نشستن در بیت الخلا را به ما تعلیم می دادن فرمودند پای چپ را کمی فشار دهید وپای راست را بلند نگه دارید در حالی که امام بیهقی می فرماید ضعیف است .
 3 – علامه نووی رحمه الله کتاب خلاصۀ الأحکام من مهمات السنن و قواعد الإسلام شیخ در این کتاب از احادیث صحیح وحسن استفاده نموده ودر پایان هر فصل فصلی جداگانه از احادیث ضعیف قائم کرده اند
 4 – علامه سیوطی رحمه الله در کتاب التدریب جلد 1 صفحه 109 به نقل از کتاب مراتب الدیانه بن حزم روایت می کند که من احادیث امام مالک وسفیان بن عیینه را شمار کردم در آنها هفتاد احادیث وجود دارد که خود امام مالک عمل آنها را ترک کرده است ودر بین آنها احادیثی هم موجود است که جمهور آنها را واهی می گویند . لذا وقتی که عمل و استفاده از احادیث ضعیف در باب فضایل از نظر تمام محدثین جایز و مستحب می باشد غیر از تعصب چه چیزی باعث شده تا بر فضایل اعمال شیخ الحدیث مولانا ذکریا زبان اعتراض گشوده شود .و شیخ ذکریا رحمه الله تمام روایات وواقعاتی که آورده از خودش درست نکرده حتما آنها در کتب قبلی بیان شده اند لذا این متعصبین چرا با آنها ایراد نمی گیرند آیا تعصبی در کار نیست ؟ محمد سعید ترکمان زهی

مدعیان دروغین حقوق بشر




*در غزوه بدر 22 نفر مسلمان شهید و70 نفر کافر کشته شدند
 *ولی در جنگ سی ساله آلمان و فرانسه در تاریخ 186 تا 1848 دوازده میلیون انسان کشته شدند . ( رسول رحمت ص 783 )
 *در غزوه احد 70 نفر مسلمان شهید و 30 نفر کافر کشته شدند .
 * در جنگ آزادی هند در سال 1857 ----- 27000 نفر مسلمان توسط علمبردار حقوق بشر انکلستان اعدام وتا هفت روز سربازان بریتانیا اجازه قتل عام مسلمانان داده شدند .( تاریخ ندوه العلمآء جلد 1 ص 4 )
 * در غزوه احزاب 6 نفر مسلمان شهید و10 کافر کشته شدنند .
 * در جنگ های داخلی آمریکا در سالهای 1861 تا 1865 بیش از 800 هزار نفر از اقلیت ها توسط پرچمدار حقوق بشر آمریکائیها کشته شدند .
 * در غزوه خیبر 18 نفر مسلمان شهید و 93 نفر کافر کشته شدند
 * در حمله روسیه به قزاقستان واستعمار آن در سال 1918 بیش از یک میلیون مسلمان شهید و تمامی مدارس ومساجد تخریب شدند .( ماهنامه اردو دایجست حولائی 1995 )
 * در غزوه فتح مکه 2 نفر مسلمان بخاطر خیانت کفار شهید و12 کافر کشته شدند .
* در جنگ جهانی اول در بین سالهای 1914 تا 1918 بیش از هفت میلیون و پانصد هزار نفر توسط کشور های علمبردار حقوق بشر کشته شدند . ( جهانگیر انسایکلو پیدیا آف جنرل نالج ص 784 )
 * در غزوه حنین وطائف 6 نفر مسلمان شهید و 71 کافر کشته شدند .
 * در جنگ جهانی دوم 45،000،000 نفر توسط صاحبان اصلی حقوق بشر کشته شدند . ( ماهنامه قومی دایجست جولائی 1995 )
 * در سال 1945 آمریکا پرچمدار تهذیب و تمدن دو شهر ژاپن هیروشیما وناکازاکس را از صفحه هستی محو نمود .( ماهنامه قومی دایجست لاهور جولائی 1995 )
 * از آوریل 1992 تا ستمامبر 1992 فقط عرض 6 ماه علمبرداران حقوق بشر در بوسنیا 250،000 نفر مسلمان را شهید و 50،000 نفر زن مسلمان مورد تجاوز قرار گرفتند . ( هفت روزه تکبیر کراچی 4 مارچ 1993 )
 * در سال 1992 اسرائیل در دو کمپ صابره وشتیلا بیش از 50،000 مسلمان را با نهایت مظلومیت شهید کردند . (إشرلط الساعه ص 56 )
 * در سالهای 1979 تا 1989 بمدت ده سال روسیه پدر حکومت آخوندی ایران بیش از 1،500،000 مسلمان را به شهادت رساندنند . ( ذشراط الساعه ص 65 )
 * در تاریخ بین 7 اکتبر 1991 تا 12 نوامبر 1991 آمریکا پدر حقوق بشر بیش از 90،000 زن وبچه مسلمان را شهید نمودند . (زوال آمریکا ص 45 )
 * آمریکا در حمله به عراق بیش از یک میلیون زن ، مرد وکودک مسلمان را زیر آتش جت های غول آسای خود به زغال تبدیل کرد وبعد حکومت را به دست جلادان دیگری سپرد که تا امروز هم مانند وحشی ها به جان ومال مسلمان تجاوز می کنند .  
حال به نظر شما این مدعیان دروغین حقوق بشر واقعا دلشان بحال بشریت سوخته و در افغانستان وعراق و دیگر کشور های اسلامی از حقوق بشر دفاع می کنند ؟ و آیا مسلمانان که در تمام دنیا بطرز فجیع و وحشیانه در کشور های مختلف خصوصا در عراق و مصر و لبنان وایران وسورریه وافغانستان و پاکستان توسط جلادان و مدعیان دروغین حقوق بشر و حامیان اصلی این جنایتکاران از جمله ایران مظلومانه کشته می شوند ودر وسایل ارتباط جمعی بصورت همگانی واقعیت را وارونه جلوه می دهند خشونت طلب و تروریست هستند ؟
 واقع بین باشیم و واقعیت را همانطور که هست بپذیریم .
 محمد سعید ترکمان زهی

حلقه های ذکر الهی



عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَوْ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ رضي الله عنهما قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِكَةً سَيَّاحِينَ فِي الأَرْضِ، فُضُلًا عَنْ كُتَّابِ النَّاسِ، فَإِذَا وَجَدُوا أَقْوَامًا يَذْكُرُونَ اللَّهَ، تَنَادَوْا: هَلُمُّوا إِلَى بُغْيَتِكُمْ، فَيَجِيئُونَ فَيَحُفُّونَ بِهِمْ إِلَى سَمَاءِ الدُّنْيَا، فَيَقُولُ اللَّهُ: عَلَى أَيَّ شَيْءٍ تَرَكْتُمْ عِبَادِي يَصْنَعُونَ؟ فَيَقُولُونَ: تَرَكْنَاهُمْ يَحْمَدُونَكَ وَيُمَجِّدُونَكَ وَيَذْكُرُونَكَ، قَالَ: فَيَقُولُ: فَهَلْ رَأَوْنِي؟ فَيَقُولُونَ: لَا، قَالَ: فَكَيْفَ لَوْ رَأَوْنِي؟ قَالَ: فَيَقُولُونَ: لَوْ رَأَوْكَ لَكَانُوا أَشَدَّ لَكَ تَحْمِيدًا، وَأَشَدَّ تَمْجِيدًا، وَأَشَدَّ لَكَ ذِكْرًا، قَالَ: فَيَقُولُ: وَأَيُّ شَيْءٍ يَطْلُبُونَ؟ قَالَ: فَيَقُولُونَ: يَطْلُبُونَ الجَنَّةَ، قَالَ: فَيَقُولُ: وَهَلْ رَأَوْهَا؟ قَالَ: فَيَقُولُونَ: لَا، قَالَ: فَيَقُولُ: فَكَيْفَ لَوْ رَأَوْهَا؟ قَالَ: فَيَقُولُونَ: لَوْ رَأَوْهَا لَكَانُوا أَشَدَّ لَهَا طَلَبًا، وَأَشَدَّ عَلَيْهَا حِرْصًا، قَالَ: فَيَقُولُ: مِنْ أَيِّ شَيْءٍ يَتَعَوَّذُونَ؟ قَالُوا: يَتَعَوَّذُونَ مِنَ النَّارِ، قَالَ: فَيَقُولُ: وَهَلْ رَأَوْهَا؟ فَيَقُولُونَ: لَا، فَيَقُولُ: فَكَيْفَ لَوْ رَأَوْهَا؟ فَيَقُولُونَ: لَوْ رَأَوْهَا كَانُوا مِنْهَا هَرَبًا، وَأَشَدَّ مِنْهَا خَوْفًا، وَأَشَدَّ مِنْهَا تَعَوُّذًا، قَالَ: فَيَقُولُ: فَإِنِّي أُشْهِدُكُمْ أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ، فَيَقُولُونَ: إِنَّ فِيهِمْ فُلَانًا الخَطَّاءَ لَمْ يُرِدْهُمْ، إِنَّمَا جَاءَهُمْ لِحَاجَةٍ، فَيَقُولُ: هُمُ القَوْمُ لَا يَشْقَى لَهُمْ جَلِيسٌ
. ترجمه : از ابوهریره و ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت شده است که گفتند: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: خداوند علاوه بر فرشتگانی که نامه‌ی اعمال انسان را می‌نویسند، فرشته‌هایی دارد که در زمین سیر می‌کنند، پس هرگاه گروه‌هایی را بیابند که خداوند را یاد می‌کنند، یکدیگر را صدا می‌زنند [و می‌گویند:] بیایید به سوی آنچه که می‌خواهید و به دنبال آن هستید، پس [همه] می‌آیند و اطراف آن جمع را تا آسمان دنیا می‌گیرند. [پس از آن، فرشتگان به آسمان می‌روند]؛ خداوند [خطاب به آن‌ها] می‌فرماید: در چه حالتی بندگانم را ترک کردید، چه می‌کردند؟ می‌گویند: آن‌ها را د
ر حالی ترک کردیم که تو را می‌ستودند و ذکر می‌کردند و به بزرگی یادت می‌کردند، خداوند می‌فرماید: آیا مرا دیده‌اند؟ می‌گویند: خیر؛ خداوند می‌فرماید: اگر مرا می‌دیدند چه [حالتی داشتند]؟ فرشتگان می‌گویند: اگر تو را می‌دیدند بیشتر از این، تو را تسبیح و سپاس و ستایش می‌کردند و بیشتر از این تو را یاد می‌نمودند، خداوند می‌فرماید: چه چیزی می‌خواهند؟ فرشتگان می‌گویند: بهشت را می‌خواهند، خداوند می‌فرماید: آیا آن را دیده‌اند؟ می‌گویند: خیر، خداوند می‌فرماید: اگر آن را ببینند، [حال‌شان] چگونه خواهد بود؟ فرشتگان می‌گویند: اگر آن را می‌دیدند، بیشتر از این آن را طلب می‌کردند و حرص‌شان بر آن بیشتر از این بود؛ خداوند می‌فرماید: از چه چیزی پناه می‌خواهند؟ فرشتگان می‌گویند: از آتش [جهنم] پناه می‌خواستند، خداوند می‌فرماید: آیا آن را دیده‌اند؟ می‌گویند: خیر، خداوند می‌فرماید: اگر آن را ببینند [حال‌شان] چگونه خواهد بود؟ فرشتگان می‌گویند: اگر آن را می‌دیدند، بیشتر از این، از آن فرار می‌کردند و بیشتر از این از آن می‌ترسیدند و بیشتر از این از آن [به تو] پناه می‌بردند؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: خداوند می‌فرماید: پس، من شما را شاهد می‌گیرم که آن‌ها را بخشیده‌ام، پس می‌گویند: در میان آن‌ها فلان بنده‌ی بسیار عاصی و گناهکار وجود دارد که جزو آن‌ها نیست، او برای نیاز دیگری آمده است؛ خداوند می‌فرماید: آن‌ها باهم هستند و هم‌نشینان متضرر نمی‌شود». ترمذی می‌گوید: این حدیث، حسن صحیح است